جلسه ۱۰۲
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۲
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و الحادثُ الاسمی الذی مُصطلحی *** أن رسمَ اسمٌ جاءَ حدیث مَنمَحی تبایُنُ الوصفیِ لا العزلی أثر *** مِمَن لِعقلٍ کَأبینا لِلبشـر فَـالحقُّ قد کان و لا کَونَ لِشـیٍء *** کَما سَیُطوَی الکُلُّ بِـالقاهرِ طَی فَذِی الحُدوثاتُ الـتی مَرَت جُمَع *** لِما سِوی ذِی الأمرِ و الخَلقِ تـَقَع یکی از اشکالاتی که در این مباحث فلسفی هست ارتباط این مباحث به هم میباشد و به همین جهت اگر نگوییم که در اغلب آنها، در بسیاری از آنها مطالب به همدیگر ارتباط دارند. مرحوم حاجی در بحث حدوث مطلبی را مطرح کردند که بدون مطرح شدن در بحث علّیت ادراک او قدری مشکل است، آنچه که ما از مبحث علّیت بهدست میآوریم بهحسب نظر عامیانه خود این است که علت شیئی است موجودی است، معلولی را از خود صادر میکند و بهوجود میآورد و خودش جدای از معلول لحاظ میشود این علت و معلولی است که مردم میگویند و عوام این علت و معلول را میگویند.
ولی روی نظر دقیق اصلاً مبحث علّیت مبحث صدور نیست، مبحث اخراج نیست، مبحث انفصال و انقطاع نیست، ...علت چیزی جز معلول نیست و به همین جهتِ عدم توانایی علت از ایجاد معلول درصورت انفصال و محالیت خروج معلول از علت، یک مسئلۀ زمانی و یک موجود زمانی نمیتواند علت برای موجود دیگر باشد، بهجهت اینکه بنا بر حرکت جوهری که تمام اشیاء در حال حرکت هستند و همه از قوه به فعلیت میرسند ـ هم فعلیت در ذات و هم فعلیت در صفات و عوارض ـ روی آن لحاظ مبحث علّیت هم در حال تغییر است و معلولیت هم همینطور در حال چرخش و تبدیل است و هر چیزی که شما آن را در دو نقطۀ از زمان تصور کنید امکان ندارد که با همدیگر تلاقی کنند.
اقتضای قوه و فعل در ذات حرکت
چون یک حرکت سیال، چه بهعنوان حرکت توسطیه یا بهعنوان حرکت قطعیه، در ذات خودش در حال حرکت است ـ حالا ما این را در بحث حرکت کم صحبت میکنیم تا بعد به حرکت جوهری هم برسیم ـ امکان ندارد شیئی که از یک نقطه به نقطۀ دیگر در حال حرکت است، در آنِ واحد، جامع و حاضر در دو نقطه باشد؛ اگر در این نقطه هست در نقطه بعدی نیست و اگر در نقطه بعدی هست در نقطه قبلی نیست، چرا؟ چون ذات حرکت اقتضای قوه و فعل میکند و جمع بین قوه و فعل در آنِ واحد محال است یعنی وقتی که یک شیء را نسبت به فعلیتی قوه درنظر میگیریم در همان حال اگر واجد آن فعلیت باشد بنابراین این تحصیل حاصل میشود، باید در یک نقطه فعلیت داشته باشد و قوۀ برای نقطۀ بعد باشد، دوباره در آن نقطه فعلیت داشته باشد و قوه برای فعلیت بعد باشد که این مسئله در حرکت وجود دارد و اصلاً ذاتی حرکت را قوه و فعل تشکیل میدهد که خود بحث قوه و فعل بحث طول و دراز و مشکلی است.

