جلسه ۱۰۲
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۲
8این تغییری که میخواهد در خود بهوجود بیاورد و خودش را صورت دهد ـ چون در آنجا که صورتی نیست و خدا صورت ندارد، معنای محض است و نور محض است و وجود محض است ـ این را مقام مشیّت میگویند پس مقام مشیّت بالاتر از تمام عوالمی است که شما بخواهید تصور کنید. حالا بعد از مقام مشیّت مینشیند با خودش فکر میکند که چهکار کنم؟! منبابمثال میخواهم خلق کنم، خلق هم مراتبی دارد، چه [چیزی] را خلق کنم؟ فرض کنید چیزی را که صورت ندارد خلق کنم، فقط نور محض است یا مثلاً مقداری از بقیه امتیاز پیدا میکند، این تجرد تامی میشود که به مرحلۀ اتَم نرسیده است، بین صورت داشتن و صورت نداشتن است که از مقامات اینها بالاتر است، اینها علم است؛ عالَم علم و عالَم عقل است، میگوید که چنین چیزهایی درست میکنیم و این عالَم عقل است که در آنجا هیچ نوع شائبۀ صورت در آنجا وجود ندارد و فقط نور محض میشود، خیلی خب درستش کردیم! این میشود عالَم عقلی که در خودش درست میکند! اینکه میگویم: در خودش درست میکند اینطور نیست که درست میکند و کنار میگذارد! نه! این انفصال علت از معلول است، بلکه خودش را بهصورت عقل درمیآورد، میگوید: حالا ما عقل شدیم بنابراین از ذات خودمان مقداری تنازل کردیم و به صورت عقل شدیم.
کیفیت خلقت جبرئیل
همۀ اینها را که من بیان میکنم بعداً یک مثال خیلی پیش پا افتاده میزنم شما آن مثال را با این مطالبی که الآن میگویم منطبق کنید. این عالم عقل شد پس چیزی از خودش جدا نکرده است چون که نمیشود جدا کند، خدا از وجود خودش نمیتواند چیزی را جدا کند، اگر جدا کند کجا بیندازد؟! جداشدنی نیست، همان وجود خودش را به عقل تبدیل کرد، درست شد؟! حالا به همان عقل میگوید: اینکه نشد! اینکه صورت ندارد، میخواهیم چیزهایی درست کنیم که صورت داشته باشند، چهکار کنیم؟! همان عالم عقل را به عالم اسماء و صفات تعبیر میآوریم که آن عالم عقل است که از مشیّت پایینتر است، آن را عالم اسماء و صفات میگوییم، آن عالم اسماء و صفات دست به کار میشود؛ از حالا پایینتر میآییم، چیزهایی درست میکنیم که صورت داشته باشد، چیزی درست میکنیم که فقط علم محض باشد ولی این علم محض در یک صورت است، این علم ما در محدودیتی وجود داشته باشد، آن را درست میکند و اسمش را جبرئیل میگذارد، اینطور نیست که جبرئیل به صورت مَلکی [باشد] که بال و پر دارد، نهخیر، جبرئیل پر ندارد، جبرئیل بال ندارد، جبرئیل عبارت است از علم محض، تمام آنچه که به خلایق از اوّل و آخر افاضه میشود بهواسطۀ جبرائیل است، حضرت جبرائیل مظهر علم پروردگار است، درست شد؟!

