اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

جلسه ۱۰۳

توضیحات:

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۳

12
  • و الحادثُ الاسميُّ الذي‌ هو مُصطَلَحي‌ أيْ مما اصْطَلَحتُ أنا عَليه‌ أنْ ‌رسمُ اسمٍ جا ـ بالقصرِّ للضَّرورةِ ـ حديثٌ‌ أيْ جديدٌ إذ كانَ اللهُ و لم يَكن مَعه شي‌ءٌ و لا اسمَ و لا رسمَ و لا صفةَ و لا تَعيّنَ فَحَدَثَ و جَدَّدَ مِن المرتبةِ الأحديةِ الأسماءِ و الرسومِ.1

  • حادث اسمی که اصطلاح من است، من این اسم را ابداع کردم و اصطلاحی از طرف من است کلمۀ «جا» بدون الف ممدوه است یعنی «جاء» نیست و به‌خاطر ضرورت شعری با الف مقصوره آمده، اینکه رسم و اسم به‌عنوان حدوث، حدیث است و منمحی است (حالا منمحی را می‌گوییم، یعنی حادث اسمی داریم یا حادث رسمی داریم) زیرا خدا بوده است و هیچ چیزی با او نبوده است؛ نه اسمی بوده است، نه رسمی بوده است، نه تعیّنی بوده است، نه صفتی از موجودات بوده است و نه تعیّنی در عالم خلق بوده است. این اسم و این رسم حادث شد و از مرتبۀ احدیت تجدید شد از اسماء و رسوم.

  • رسم یعنی هیچ حدّی نبوده است، اسم یعنی هیچ ظهوری برای پروردگار نبوده است، هیچ حدّی برای این وجود بسیط نبوده است، این وجود بسیط هیچ صفتی به خود نمی‌گرفته است، این وجود بسیط هیچ تعیّن و تقیّدی نداشته است؛ تعیّن در این قالب، تعیّن در آن قالب، تعیّن در جبروت، تعیّن در ملکوت، فَحَدَثَ، وقتی که خدا بوده است و هیچ چیزی با او نبوده است.

  • اسم‌ها و نشانه‌های ظاهرکنندۀ وجود بسیط و همین‌طور حدود قوالب این مقیده از عالم وجود پیدا می‌شود.

  • و كَما كُلَّ ما جاءَ مِن اسمٍ و رسمٍ حديثٌ لم يَكن فَكانَ كذلك‌ مَطموسٌ‌ مُنمحيٌ‌ عندَ مَصيرِ الْكُلِّ إلى المَلكِ الديَّان كمَا قالَ سَيدُ الأولياءِ علي علیه السّلامُ: كمالُ الإخلاصِ نَفيُ الصِّفاتِ عَنه‌.2

  • همان‌طوری‌که هر چیزی که از اسم و رسم از حد آمده است، حدیث است و قدیمی نیست و جدید است، «لم یکن» نبوده است، همین‌طوری در قضیۀ صعود هم منمحي در ذات پروردگار است یعنی همان‌طوری‌که هرچه از آنها از مقام ذات آمده است آن مقام ذات اسم پیدا کرده است و رسم پیدا کرده است، ایشان می‌گوید که اسم و رسم شما را گول نزند، الآن هم این اسم و رسم منمحی در ذات است و الآن هم فانی در آن ذات است، این‌طور نیست که این اسم و رسم خودش و حسابش را از حساب ذات جدا کرده است و گفته باشد که من این‌طرف پل و شما آن‌طرف، نه‌خیر! خدا گفته است که بیخود این‌قدر به خودتان باد ندهید، این‌قدر هم از خودتان چیز نباشید!

    1. منظومه، ج 2، ص 295.
    2. منظومه، ج 2، ص 296.
/ 222