جلسه ۱۰۳
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۳
14تلمیذ: ﴿وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغۡلُولَةٌ﴾.1
استاد: بله، اینها همین حرف را میزنند، کسی که میگوید: ﴿يَدُ ٱللَّهِ مَغۡلُولَةٌ﴾ یعنی خدا تفویض کرده و کنار رفته است، دیگر هیچ قدرتی در دخل و تصرف ندارد اما عرفا میگویند که وقتی وجود، وجود واحد است انفکاک یک صورت از این واحد چطور ممکن است؟! محال است، مستحیل است که چیزی از یک امر واحد با فرض وحدت آن امر واحد جدا شود، طبعاً محال است، بنابراین هر چیز از این جدا شود مثل «کِش» میماند که به این بسته است، مثل آبنبات کِشی که شما این را میکشانی، آیا از این جدا میشود؟! نمیشود، هر وقت رهایش کنید دوباره سر جایش برمیگردد، شما فرض کنید که یک قطره عسل روی زمین بریزد، یک قطرۀ این عسل میافتد و اینقدرش میماند، میبینید که یکدفعه این کم شد کم شد کم شد و به اصل خودش برگشت، این آبنبات قیچی هم همین است، یک وقت شما از آبنبات یک تکه جدا میکنید و کنار میاندازید دیگر این تکه از این آبنبات جدا شد، اینها میگویند که قضیه این است یعنی دائماً از این آبنبات قیچی ما تکهتکه جدا میکنیم و کنار میاندازیم؛ این یک نفر، این زید، این عمر، این بکر، این خالد، تمام اینها جدا شدند.
خدا تمام میشود، خدا تمام میشود دیگر!! اصلاً خودشان هم نمیفهمند که چه میگویند. چه بگویند؟ آیا بگویند که خدا کم شد؟! یعنی خدا اوّل اینقدر بود حالا اینقدر شده است؟! اگر از خدا کم نشد پس اینها از کجا آمدهاند؟! اینها چه هستند؟! اگر بگویند که خدا اینها را از عدم درست کرده است، مگر از عدم چیزی درمیآید؟! [اگر راست میگویید] از «عدم» کتاب درست کنید ببینم! از عدم، از این هوا ـ حالا هوا اکسیژن و فلان است ـ شما یک کتاب دربیاورید، این خدا است دیگر پس بین خدا و ما چه فرقی است؟! خدا هم باشد از عدم که نمیتواند چیزی درست کند مثل اینکه خدا بین متناقضین جمع کند، خدا هر کاری را که نمیتواند بکند لذا اصلاً خودشان هم نمیفهمند اما عرفا میگویند که یک موجود بر عالم حاکم است و یک وجود بر عالم حاکم است، تمام اینها صور همان هستند، صور که از ذوالصورة جدا نیست، دوباره همان وحدت به حال خودش باقی میماند پس تمام اینها با حفظ اینکه نزول پیدا کردند ولی در آن ذات منطوی هستند.
- سوره مائده (5) آیه 64.

