جلسه ۱۰۵
توضیحات:
25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال
جلسه ۱۰۵
11مطلب دوم در خود زمانیات؛ اینکه زید بعد واقع میشود و [فعلاً] این عالم از وجود زید خالی است، آیا این امساک فیض نیست؟ امساک فیض است، چرا نباید زید در این صد سال باشد؟! چرا ما نباید صد سال قبل بوده باشیم؟! منبابمثال ما صد سال در این عالم نبودیم و الآن هستیم، خُب قبلاً هم میبایست باشیم پس بهاندازۀ شصت سال ما از این عالم بهره میگیریم، بیشتر بهره نمیگیریم، این خودش امساک فیض است، چه فرقی میکند؟! وقتی شما در یک نقطه امساک فیض گرفتید آن نقطه در دو نقطه گسترش پیدا میکند پس چه اشکال دارد که در تمام این عوالم این قضیه موجود نباشد؟! پس این مسئلۀ امساک فیض در آنجا معنا ندارد. این هم مسئله دوم بود در مورد این مسئلۀ امساک فیض که مطرح میکنند.
تلمیذ: ... بهخاطر اسبابی است که باید پیش بیاید.
استاد: چرا این اسباب قبلاً نبوده است؟!
تلمیذ: ... خلقت عالم ... ما نمیتوانیم از اسباب خودمان جلو بزنیم.
استاد: درست است ما نمیتوانیم جلو بزنیم و این اسباب از قبل بوده است، ما الآن در این برهه از زمان واقع هستیم، فرض کنید الآن در سال 1405 هستیم و خود اسباب طوری ترتیب داده میشد که ما صد سال زودتر بودیم، چه اشکال داشت؟! آنها زودتر بودند، آدم در شش هزار سال پیش بود دیگر، هزار سال قبل بهوجود میآمد، ده هزار سال قبل بهوجود میآمد، در خود سلسلۀ عرضیه هم این قضیه هست.
مسئلۀ دیگر که از تمام این مسائل مهمتر است و آن یک مسئلۀ ریشهای است که شما اصلاً امساک فیض را چه میدانید و فیض را چه میدانید؟!
تعریف فیض
فیض عبارت است از اعطای یک حق و یک حسن و یک جمال به موجودی خارج از ذات، به این فیض میگویند. وقتی که ما تمام فیوضات، تمام خصوصیات و تمام خیر را از وجود بدانیم و آن وجود هم فقط وجود بحت و بسیط و وجود منبسط باشد، دیگر خدا از چه امساک فیض کند؟! از چه کسی امساک فیض کند؟! این امساک فیض از چه ماهیتی غیر از ماهیت خود پروردگار انجام شود؟!

