جلسه ۱۰۵
توضیحات:
25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال
جلسه ۱۰۵
14محال بودن انفکاک معلول از علت تامه
مسئلۀ دومی که در اینجا مطرح شده است مسئلۀ انفکاک علت از معلول در ازل است یعنی انفکاک معلول در لایزال از علت تامهاش در ازل و این موجب استحاله میشود بنابراین مرحوم حاجی و همینطور سایر فلاسفه به این وسیله اثبات میکنند که اگر ما عالم را ازلی ندانیم بنابراین باید قائل به انفکاک بین معلول از علت تامه باشیم که علت تامه ازلی بوده است ولیکن خود عالم در لایزال است و بین ازل و لایزال انفکاک است، درست شد؟ این هم اشکالی که در اینجا مطرح است.
جوابی که در اینجا میشود داد ـ اشعری را ما در اینجا جلو میکشیم و خلاصه به حمایتش میرویم ـ این است که بله جان من، انفکاک معلول از علت تامه محال است ولی آیا شما ذات پروردگار را علت میدانید؟ یعنی اقتضای ذات مِن حیثُ هو الذّات این است که خلق کند؟! اگر این میدانید که این مسئله درست است یعنی انفکاک بین ذات و معلول معنا ندارد چون هروقتی که ذات بوده است در معلولش هم آن وقت بوده است یعنی صحبت در این است که ما در اینجا مشیت و اراده را یک مرحلۀ مادون ذات میدانیم و مشیت و اراده اوّل نقطۀ نزول ذات در جهت علّیت است بنابراین ممکن است که ذات باشد و اراده نباشد، چه اشکال دارد؟! ممکن است اراده به یک امر باشد و به امر دوم نباشد، ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾،1 ارادۀ ذات ممکن است به یک مرتبه باشد و به مرتبۀ دیگر نباشد و این مسئلۀ امساک فیض پیش نمیآید، امساک فیض را کنار گذاشتیم.
بله! اگر خود ذات فیحدّنفسه علّیت تامه داشت، یک حرف [قابل قبول] بود، اگر ذات من فیحدّنفسه علّیت تامه برای حرکت این لیوان را دارد هیچوقت نمیشود که این لیوان ساکن باشد ولی ذات من به اضافۀ اراده، علت برای حرکت لیوان است؛ اگر اراده در ذات من پیدا شود این لیوان متحرک است و اگر پیدا نشود این لیوان متحرک نیست، درست شد؟!
- سوره یس (36) آیه 82.

