جلسه ۱۰۵
توضیحات:
25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال
جلسه ۱۰۵
8نه! اصلاً قبل از اینکه خدا ماده را درست کند وقتی در کار نیست، زمانی در کار نیست، زمان وقتی در کار است که خدا درست کند، از وقتی که خدا درست کرد کنتور میاندازد! تا وقتی که درست نکرد هیچ وقتی در کار نیست، پس اصلاً مرجّحی نیست و اصلاً پی کارش میرود و نوبت به این حرفها نمیرسد، این قول کعبی که به این وسیله رد میشود.
معتزلی گفته است: اصلاً خود همان علم پروردگار که این عالم در این زمان خلق میشود موجب و مرجّح برای حدوث و خلق این عالم میشود1 یعنی همینکه خدا میداند در این برهه این عالم خلق میشود خود همین برای ترجیح کفایت میکند؛ صرف علم پروردگار کفایت میکند.
جواب این است که علم پروردگار چه نقشی ـ غیر از ارادهاش ـ در خلقت عالم دارد؟! یک وقت شما میگویید که علم پروردگار بدون ارادۀ او مرجّح برای حدوث است یعنی کفایت میکند برای اینکه عالم در این برهه ایجاد شود، علم پروردگار که بدون اراده کاری انجام نمیدهد. یک وقت شما میگویید که علم پروردگار عبارت است از ارادۀ پروردگار در خلق عالم در این برهه، اشکال در این است که چرا قبلش اراده نکرد؟! چرا بعدش اراده نکرده است؟! این اشکال دوباره سر جای خودش هست.
مرحوم حاجی بهنحو دیگری جواب میدهد، اینطور جواب میدهد که آنچه را که پروردگار الآن در این موقع اراده کرده است و در قبل اراده نکرده است امساک فیض لازم میآید، چطور این مصلحت در اینجا هست یعنی اصلح این است که عالم در این موقع پیدا شود؛ ـ علم پروردگار به اصلح ـ پروردگار علم دارد به اینکه این عالم اگر در این موقع پیدا شود صلاحش بیشتر است، کجا صلاحش بیشتر است؟ اگر قبلش پیدا میشد که صلاحش بیشتر بود! فیض پروردگار ده میلیون سال قبل بیشتر دوام داشت! بیست میلیون سال قبل بیشتر دوام داشت! منبابمثال این ماده که بهاندازۀ یک متر کشش دارد اگر این ماده به همین مقدار قبلاً کشش داشت لذا فیض بیشتر میرسید تا اینکه الآن این ماده کشش دارد، کجا این اصلح است؟! آن مسئلۀ دیگری که من عرض کردم ناظر به این جهت بود که علم پروردگار بدون جنبۀ اراده که نمیشود مرجّح باشد، اگر هم اراده کند اشکال در آنجا پیدا میشود که چرا ارادهاش به قبل تعلق نگرفته است، این هم مطلبی که ایشان فرمودهاند.
- منظومه، ج ۲، ص ۳۰4.

