جلسه ۱۰۷
توضیحات:
26. غرر في أقسام السبق و هي ثمانية
جلسه ۱۰۷
7در تمام این اقسام هر کدام از متقدّمها و متأخّرها به آن وصفی که این وصف ملاک برای سبق است هردو متصف هستند. مثلاً دوتا منزل است شما میگویید که یکی از آن دو سبق بالرتبه بر دیگری دارد بالأخره از نقطهنظر منزل بودن هردو منزل هستند منتها یکی اوّل است یکی دوم. این جهتش جهت اعتباری است که عرض میکنیم. وقتی شما علت و معلول را نگاه میکنید بر هردو از نقطهنظر وجود، وجود هم بر علت و هم بر معلول عارض میشود منتها این یکی بر آن تقدّم رتبهای دارد، در طبع همینطور، در زمانی همینطور ولی در اینجا اوّلاً و بالذات یعنی حقیقتاً آن حرکت برای سفینه است و برای جالس نیست اما چون جالس به سفینه چسبیده است حرکت بر جالس هم سرایت میکند. پس از این نقطهنظر [میتوانیم بگوییم: از آن شیئی که ملاک برای سبق است انبان دومی خالی است] منتها ما مجازاً میگوییم؛ منبابمثال «بَنَا الأمیرُ المدینةَ» در واقع عمله و بنّا مدینه را ساختهاند اما ما از نقطهنظر اینکه فرمانش را امیر داد و پُزش برای او بود میگوییم: «بَنَا الأمیرُ المدینةَ»! فرض کنید یک عده بیایند قیام کنند و کشوری را بگیرند ما هم بگوییم که بهبه فلانی آمد و این کار را کرد! آقا! مردم این کار را کردند! بیچارهها خون دادهاند، کشتوکشتار انجام دادهاند ولی به اسم حسن و حسین تمام میشود! این هم میشود سبق بالحقیقة و المجاز!
«... مِن بابِ الوَصفِ بِحالِ المُتعلَّق ...» مثل اینکه بگوییم: «جائَنی رجلاً ضَرَبَ أبوه» ما در اینجا «ضَرَبَ أبُوه» را وصف به حال متعلق میگیریم. مثلاً «جائَنی زیدٌ الضَّاربُ أبُوه»، «ضارب» صفت برای زید است اما در واقع صفت برای پدر زید است وصف حال متعلقش میباشد، در اینجا وصف برای اوّلی است منتها ما این وصف را بالمجاز به دومی هم نسبت دادیم و گفتیم که این هم حرکت میکند.

