جلسه ۱۰۸
توضیحات:
27. غرر في بعض أحكام الأقسام
جلسه ۱۰۸
7هفتم سبق بالحقیقه است. در سبق بالحقیقه ملاک کون است ولو کون بالمجاز باشد. کون یعنی همان ثبوت، ثبوت یک امری است ولو اینکه ثبوت این امر بالمجاز باشد منبابمثال سفینه و راکبش را مثال میزنم: حرکت یعنی ثبوت یک شیء که اوّلاً و بالذات به سفینه عارض میشود ثانیاً و بالعرض به جالس سفینه عارض میشود، ما کون را ملاک قرار میدهیم؛ کون اعمّ از حقیقت و مجاز، کون مبهم که شامل حقیقت و مجاز باشد.
هشتم سبق دهری و سرمدی است که در اینجا کون به متنِ واقع ملاک برای سبق دهری است. خداوند متعال بر تمام موجودات به کون واقعی متقدّم است یعنی کون به متن واقع، اما آیا خود خدا هم در وعاء دهر است؟! خیر، دهر از خدا شروع میشود؛ از خدا به بعد که سلسلۀ علّیت شروع میشود آنها سبق دهری دارند اما خود خدا سبق سرمدی دارد، وعاء پروردگار وعاءِ سرمد است. سرمد یعنی ازل و ابد، دهر به وعاء لایزال است یعنی به وعاء بعد از نزول اطلاق میشود که عالم لاهوت، عقول، جبروت، ملکوت و ناسوت است. چرا ایشان گفتند: متن واقع؟! بهخاطر اینکه خود ذات باری را هم شامل شود چون متن واقع اعم از دهر و سرمد است. متن واقع اعمّ از معلول و علت و مخلوق و خالق است، نه اینکه او در عالم واقع موجود است، واقع عبارت از ذات باری است. آنوقت خود وعاء دهر اختصاص به مبدعات پیدا میکند، آنهایی که از ناحیۀ پروردگار ابداع میشوند، خود پروردگار که ابداع نمیشود، صور که او را ابداع و انشاء و ایجاد نمیکند. او ابداع میکند؛ عقول، اسماء و صفات، عالم جبروت، ملکوت و ناسوت، تمام اینها جزء ابداعیات هستند.
عدم اختصاص ابداع به مادیات
ابداع اختصاص به ماده ندارد، مجردات هم ابداعی هستند، تمام آنها در وعاء خودشان که وعاء دهر است ابداعی هستند. بنابراین ملاک در سبق هشتم که دهری باشد متن واقع میشود. این هشت ملاکی که برای آن بوده است. حالا هر چه به این متن واقع نزدیکتر باشد آن سبقت در آن بیشتر میشود. متن واقع هم خود پروردگار است. عقل و اسماء و صفات به متن واقع نزدیکتر هستند پس مقدّم میشوند، بعد از آنها عالم لاهوت است که به اسماء و صفات نزدیکتر است و بعد همینطور... . پس هر عالمی از واقعیت بهرهای بُرده است، آن بهرهای که هر کدام از این واقع بردهاند آنها را به همان اندازه به آن متن واقع که مبدأ اعلیٰ است نزدیکتر میکند.

