جلسه ۱۰۸
توضیحات:
27. غرر في بعض أحكام الأقسام
جلسه ۱۰۸
8مرحوم میرداماد یک مطلب بسیار دقیق و ظریفی میفرمایند که حالا عرض میکنیم چطور است؛ میگویند: اگر بخواهیم در همۀ اشیاء نگاه کنیم میبینیم که یک مرتبۀ عقلیه داریم که همان صورت ذهنیه است و یک مرتبۀ خارجیه داریم، درست شد؟! آنوقت آن مرتبۀ عقلیۀ ما که صورت ذهنیه است با آن مرتبۀ خارجیه که عالم اعیان است، مختلف است. شیئی را که ما در عقلمان به صورت میآوریم با آنچه که در خارج است دوتاست. حالا آنچه که ما در ذهن میآوریم یا با آنچه که در خارج است یکی است یا فرق میکند که آن یک مطلب دیگر است ولی در ذات پروردگار اصلاً مرتبۀ عقلیه وجود ندارد یعنی آنچه که شما به ذهن میآورید اینطور نیست که با آنچه که در خارج است دوتاست بلکه آنچه که شما در ذهن میآورید عین همان است که در حاقّ واقع است. بنابراین تصور علّیت در خود ذات پروردگار دیگر معنا ندارد، علّیت در مراتب مادون ذات است، در مرحلهای است که ما بتوانیم مرتبۀ عقلیه را تصور کنیم، به وجود بیاوریم. مرتبۀ عقلیه چیست؟! صورتگیری ذهن ما از اشیاء خارج است. درست شد؟! آیا شما ـ در ذات پروردگار ـ میتوانید تصویر خدا را بیاورید؟! نمیتوانید، وقتی که نتوانستید، چطور علت را در ذات میتوانید تصور کنید که علت شیئی است عقلاً متقدّم است اما در خارج با آن معلول خارجاً معیّت دارد؟! وقتی آنچه که شما میخواهید در ذهن بیاورید عین متن واقع است و تمام اشیاء در ذات پروردگار هستند حتی آن تصویر ذهنی شما هم هست، دیگر پروردگار مرتبۀ عقلیه و مرتبۀ خارجیه ندارد، یک مرتبه دارد.
عینیت اعیان خارجی و تصاویر ذهنی و تعقل با وجود پروردگار
مرتبۀ عقلیۀ در پروردگار عین مرتبۀ خارجیه است یعنی ـ وجود پروردگار، وجود خارجی ـ هرچه که در عالم خارج و در عالم اعیان وجود پیدا کند حتی تصاویر ذهنی و تعقل ما تمام اینها عین وجود پروردگار است. نفس انسان را مثال میزنند؛ آیا این نفس انسان تفکر دارد یا ندارد؟! آیا شما میتوانید بگویید که این تفکر از ذات انسان جدا است و ذات انسان علت برای تفکر است؟! تفکر عین همان ذات است، اصلاً فانی در آن ذات است، وقتی که فانی در آن ذات شد شما دیگر نمیتوانید بگویید که ذات انسان بر تفکر و عقل او مقدّم است. درست شد؟! عقل همان ذات است، گرچه صورت دیگر دارد ولی عین ذات است یعنی جدای از ذات نیست. آنچه را که شما میخواهید با عقلتان برای ذات انسان تصور کنید جدای از انسان نیست بلکه خود آن هم داخل در انسان است. اینطور نیست که تفکر یک امر جدا باشد و شما بخواهید با تعقل انسان را تصور کنید یا با تعقل بخواهید صورت ذهنیتان را بهحساب بیاورید بلکه همان را که در ذهن خود میآورید همان نفس خود شما است، شما چیزی را اضافه نیاوردهاید، خارجی وجود ندارد.

