جلسه ۱۰۹
توضیحات:
28. غرر في تعيين ما فيه التقدم في كل واحد منها[السبق]
جلسه ۱۰۹
10[سید ـ قدّس سرّه ـ در قبسات گفت:] وقتی روشن شد که وجود اصیل در متن اعیان، عین ماهیت باری حق است نه اینکه جدای از آن ماهیت باشد و نفس حقیقت باری است و در متن اعیان خارج چیزی جز وجود باری نیست، پس مرتبۀ عقلیه (یعنی جنبۀ تصوری وجود باری) و حاقّ وجود عینی در آنجا واحد است (یعنی مرتبۀ علّیت در آنجا که از آن تعبیر به مرتبۀ عقلیه و مرتبۀ تقدّم و تأخّر میکنیم) و موجودیت پروردگار در نفس کبد اعیان (یعنی در آن جوهرۀ اعیان خارج) و متن خارج اذهان و در حقیقت خارج اذهان، (آنچه را که ذهن به آن پی میبرد که همان عالم اعیان هست) عیناً همان مرتبۀ عقلیه است (که ما از آن تعبیر به علت میکنیم)، برای ذات حق از هر جهتی.
در واقع ایشان علّیت را کنار میزند و میگوید که در واقع علّیتی نیست چون علّیت باید با معلول معیّت داشته باشد و اصلاً اینجا معیّتی نیست و این همان است.
«... مِن کُلِّ جَهةٍ ...» یعنی هیچ جهت ماهویای، مخلوق را از خالق و اعیان را از آن مرتبۀ ذات جدا نمیکند.
فَالمُوجودیةُ المُتأصِّلةُ فی حاقّ الأعیانِ و مَتنِ الخارجِ فی العَالَمِ الرُّبوبیِّ بِمَنزلةِ مَرتبةِ ذاتِ الإنسانِ و ماهیةِ العقلِ مثلاً مِن حیثُ هِیَ هِیَ فی عالَمِ الإمکانِ.1
موجودیتی که در حاقّ اعیان خارجی و متن خارج در عالم ربوبی تحصّل و حقیقت دارد وقتی که این موجودیت را نسبت به عالم ربوبی بسنجیم، مثلاً بهمنزلۀ مرتبۀ ذات انسان و ماهیت عقل در عالم امکان است.
یعنی میگوید که اگر بخواهیم مثال بزنیم این انسان را برای شما مثال میزنیم؛ آیا مرتبه و ذات انسان با ماهیت عقل دوتا است؟! اگرچه اینها از نقطهنظر حدّی و از نقطهنظر تعریف و از نقطهنظر مفهومی دوتا هستند؛ شما وقتی ذات انسان را میگویید، عقل درنظر نمیآید و وقتی عقل میگویید، ذات انسان درنظر نمیآید ولی در واقع ذات انسان عین عقل است و عقل عین ذات انسان است. عقل انسان، فانی در ذات است و ذات به عقل ظهور پیدا میکند نه اینکه در خارج دو چیز است؛ یعنی ذاتی داریم و عقلی داریم، اینطور نیست. این مطلب ایشان بسیار، بسیار عالی و راقی است و خیلی بالا و صحیح است و بارها عرض کردهام که اگر بخواهید مرتبۀ اسماء و صفات را تصور کنید به نفس خودتان نگاه کنید.
- منظومه، ج 2، ص 317.

