جلسه ۱۰۹
توضیحات:
28. غرر في تعيين ما فيه التقدم في كل واحد منها[السبق]
جلسه ۱۰۹
6همانطور که عرض شد در زمانیات، خود وجود زمان ملاک است برای اینکه به یکی بگوییم: مقدّم و به دیگری بگوییم: مؤخّر.
تعریف زمان
زمان عبارت است از حرکت پیوستهای که آن حرکت پیوسته در هر دو شیء هست یعنی یک شیء وقتی که در زمان حرکت میکند یک حرکت پیوسته و امتدادی دارد، خود زمان هم عبارت از یک حرکت پیوسته است حالا تقدّم و تأخّر در اینجا چه معنا دارد؟ تقدّم و تأخّر خود پیوستگی و حرکتی است که در هر دو شیء در موردِ زمانی هست وقتی که ما زمان را درنظر بگیریم خود زمانی هم چون داخل در زمان است از این نقطهنظر تقدّم و تأخّر بر آنهم بار میشود چون خود زمان هم بر آن عارض میشود. ما اوّل در مورد خود زمان بحث میکنیم؛ اینکه مرحوم حاجی میفرمایند: تقدّم و تأخّر در زمان و زمانیات، در خود زمان است، بهخاطر این است که زمان عبارت از یک حرکت امتدادی است که آناً فآناً پیدا میشود بنابراین اگر اجزاء زمان را درنظر بگیریم نسبتی با یکدیگر دارند و آن نسبت این است که تا یکی فنا پیدا نکند مرتبۀ بعدی پیدا نمیشود و تا این مرتبۀ بعدی فنا پیدا نکند مرتبۀ بعدش پیدا نمیشود. در اینصورت یک مطلب در اینجا هست که آن مطلب میتواند در هردوی این زمانیات واقع شود و آن این است که ما باید مبدأی را برای زمان درنظر بگیریم و اشیاء را نسبت به آن مبدأ بسنجیم یعنی خود زمان را با آن مبدأ بسنجیم.
منبابمثال «آنِ» حاضر را درنظر بگیرید؛ یک جزء از زمان را درنظر میگیریم و بقیۀ اجزاء ـ چه اجزاء قبلیه و چه اجزاء بعدیه ـ را نسبت به آن میسنجیم آن «آن» مبدأ برای انتساب قرب و بُعد اجزاء زمان نسبت به این مبدأ میشود پس اگر آنِ حاضر را مبدأ قرار دادیم اجزاء قبلیه نسبت به این مبدأ ما سنجیده میشوند. یک ساعت قبل از این «آن»، نسبت به این «آن»، «قبل» بهنظر میآید، ساعت قبل از او قبل بوده همینطور در بعد برعکس است اینها در مورد زمان بود.

