
جلسه ۱۱۱
الفريدة الرابعة في الفعل و القوة 29. غرر في أقسامهما
جلسه ۱۱۱
توضیحات:
الفريدة الرابعة في الفعل و القوة 29. غرر في أقسامهما
جلسه ۱۱۱
7و لَمَّا ذَکَرنا أنَّ صِحةَ الصُّدورِ و اللاصُّدورِ تَفسیرٌ لِقدرةِ الحَیوانِ أرَدْنا أنْ نَذکُرَ ما هو المُعتبرُ فی القدرةِ مُطلقاً حَتی یَشمُلَ قُدرةَ الواجب بِالذاتِ الذی هو واجبُ الوجودِ مِن جَمیع الجَهاتِ.1
«از آنجایی که ما قدرت حیوان را تفسیر کردیم به اینکه صحت صدور و لاصدور از او باشد خواستیم آنچه را که معتبر در قدرت است مطلقاً نفی کنیم که هم شامل حیوان شود و هم شامل فاعلهای دیگر شود.» این «جَمیع الجَهاتِ» که میگوید خیلی مسئلۀ مهمی نیست چون این واجبالوجود که شما میگویید یک یُوجب مِن جمیعِ الجهات در آن هست چون تمام جهات نشأت گرفته از وجود است، وقتی که وجودی واجب نباشد دیگر تمام جهات هم معنا ندارد.
فَقلنا لِلقدرةِ انسب قوةً فعلیةً أیْ القوةَ المؤثرةَ إن قَارَنتِ القوةُ بِالعلمِ و المشیةِ.2
[پس گفتیم که] قوۀ فعلیه را به قدرت نسبت بده یعنی قوهای که مؤثر است، اگر قوهای توأم با علم و مشیت بود یعنی مسبوق به علم و مشیت بود به این قدرت بگو.
پس فرق نمیکند که بگویی: «قوی» یا بگویی: «قادر»، «قوت» یا «قدرت» درصورتیکه در آن قوه علم و مشیت دخیل باشد.
فَالمعتبرُ فی القدرةِ مُطلقاً إصدارُ الفعلِ عَن علمٍ و مَشیةٍ کَما قالَ الحُکماءُ القادرُ هو الذی إنْ شاءَ فَعلَ و إنْ لم یَشأ لَم یَفعَل. و أمَّا الصِّحَّةُ و الإمکانُ و انفکاکُ الفِعلِ فَغَیر مُعتبرین فیها.
لِلقدرةِ السَّبقُ عَلی الفِعلِ. و قَد قیلَ القائلُ هو الأشعریُّ لها مَعیةٌ بِالفِعلِ. و لَیس هذا هو القولُ المُعتمدُ عَلیه لِتَکلیفِ الکافِرِ و لُزومِ أحدِ المَحالینِ إمَّا قدم العالم و إمَّا حدوث قدرة الله تَعالیٰ و غیر ذلک.
لِلقوةِ التی هی مُقابلةٌ لِلفعلِ السَّبقُ زمانیاً عَلی الفعلِ. و بِالحقیقةِ هذا السَّبقُ لِفردٍ فردٍ مِنها عَلی فردٍ فردٍ مِنه بِالتَّعاقبِ و التَّناوبِ کَما فَعلَ عَلیها مُطلقاً ـ صِفةُ مَفعولِ مُطلَق مَحذوف ـ لِقولِنا تَقَدُّماً أیْ تَقَدّم الفِعل عَلی القُوةِ بِجَمیعِ أنْحاءِ التَّقدُّمِ مِن الذَّاتیِّ و الزَّمانیِّ و الشَّرَفیِّ و غَیرِها.3
- منظومه، ج 2، ص 325 و 326.
- منظومه، ج 2، ص 326.
- همان.
