جلسه ۱۱۲
توضیحات:
الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها
جلسه ۱۱۲
8اینها هم مطالبی بود که فرمودهاند البته نمیخواهم بگویم که قابل مناقشه
نیست! بعضی مطالب آورده شده است ولی صحبت در اینها جایی ندارد که بگوییم: اصل، آن است، نهخیر! چه کسی گفته است که اصل، آن است؟ نهخیر! اصل «متیٰ» است، چه کسی چنین حرفی میزند که اصل «هل» است؟ نهخیر! اصل در «متیٰ» است! ما داعی نداریم که حتماً جملات خودمان را با «هل» بگوییم مثل اینکه یکی گفته بود ... البته ما نمیخواهیم برای کلمات معانی متعددی درست کنیم اما اینطور هم نیست که خودمان را تحت فشار بیندازیم تا تمام الفاظ را به یک ریشه برگردانیم. منبابمثال میگویند که بین «لَبس» و «لُبس» اشتراک وجود دارد لَبس از همان لُبس گرفته میشود؛ لُبس به معنای پوشیدن است دیگر:
و لُبسُ عَباءَةٍ و تَقَرُّ عَيني *** أحَبُّ إليَّ مِن لُبسِ الشُّفوفِ1 بعد میگویند: لَبس یعنی اشتباه! اشتباه از همین لُبس است بهخاطر اینکه اشتباه مثل لباسی است که روی حقیقت را میپوشاند و مسئله را برای انسان مخفی میکند، حالا این جای توجیه دارد.
منبابمثال «کأیٍّ» به معنای چهبسا است،﴿وَكَأَيِّن مِّنۡ ءَايَةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ يَمُرُّونَ عَلَيۡهَا وَهُمۡ عَنۡهَا مُعۡرِضُونَ﴾2 یک نفر دیگر گفته بود که معنای «کأیٍّ» «مثل چه چیزی» است! یعنی از شدت مبالغه «أیٍّ» استفهامی است! «مثل چه چیزی» اصلاً معنا ندارد! «کأیٍّ» یک کلمه است و آن شخص هم بیخود گفته است. این یک کلمه است، حالا یک کلمه را عرب استعمال کرده است اینها برای عرب نقشهکشی میکنند! مگر تو آنجا بودی که «کاف» جدا بوده است و «أیّ» هم جدا بوده است و آنها این را به سر آن چسباندهاند و «کأیٍّ» شد؟! نه آقا! «کأیٍّ» را برای «چهبسا» وضع کرده است! میگوید که نهخیر! اوّلش کاف بوده است و «أیّ» بوده است، اصل اینطور نبوده است! مجبور نیستیم که چنین حرفی بزنیم! اگر اینطور است پس ما «کم» خبریه هم نداریم! «کم خبریه» مثلاً «کَم درهماً عندک»، کم استفهامی است! یعنی چقدر مال پیش تو است؟! یعنی سؤال میکند! آقا با اینطور کردن و آنطور کردن که معنا درست نمیشود! کم دو نوع است؛ یک کم خبریه و یک کم استفهامیه؛ کم استفهامیه مثل «کَم درهماً عندک؛ چقدر پول داری؟!» کم خبریه یعنی شخص چقدر [مقدار زیادی] پول دارد! «کَم درهماً عندک»! اینطور نیست که حتماً باید این را به آن برگردانیم، نه! دو نوع است, [برای برگرداندن] داعی نداریم! این هم همینطور است. اینکه میگویند: «أسُّ المطالب ثلاثة علم؛ ... اصل مطلب سهتا است ...»، چه کسی چنین حرفی زده است که اصل مطلب باید «ما، هل و لِم» باشد؟!
- الأعلام (للزركلي)، ج 7، ص 339:ميسون بنت بحدل: ميسون بنت بحدل بن أنيف، مِن بَني حارثة بِن جناب الكلبي: أمِّ يَزيدِ بن معاوية. شاعرةٌ. لها الأبياتُ التي مِنها:و كانَت بدويةً، ثَقُلَت عَليها الغُربة عَن قومِها لما تَزَوَّجَت بِمعاوية في الشَّامِ، فَسَمعها تَقول هذه الأبياتُ، فَطَلَّقَها و أعادَها إلى أهلِها. و كانت حاملاً بِيَزيد (في رواية) أو أخذته مَعها رضيعاً، فَنَشأ في البَريةِ فَصيحاً.
و لُبسُ عَباءَةٍ و تَقَرُّ عَيني *** أحَبُّ إليَّ مِن لُبس الشُّفوفِ - سوره یوسف (12) آیه 105. الله شناسى، ج 3، ص 311:«و چه بسيار آيات و نشانههایى در آسمانها و زمين وجود دارند كه ايشان پيوسته بر آن مرور مىكنند و مىگذرند درحالىكه از آن نشانهها و علامتهاى توحيد حق اعراض دارند.»
- الأعلام (للزركلي)، ج 7، ص 339:ميسون بنت بحدل: ميسون بنت بحدل بن أنيف، مِن بَني حارثة بِن جناب الكلبي: أمِّ يَزيدِ بن معاوية. شاعرةٌ. لها الأبياتُ التي مِنها:

