اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها

جلسه ۱۱۳

توضیحات:

الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۳

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • ما قیلَ فی جوابِ ما الحَقیقة***ماهیةٌ و الذَّاتُ و الحقیقةُ
  • قیلَت علیها مَع وجـودٍ خارجیٍّ***و کُلُّهَا المعقولُ ثانیاً یَجی
  • و لـیست إلاَّ هی مِن حیثُ هیه***مرتبةً نقائضٌ منتفیة
  • و الکونُ فی تلک انتفَا المقیدِ***نَقیضُه دونَ انْتَفا مُقیدِ1
  • إلیه آلَت ما فَریقٌ أثْبَتاً***مطلبُ أیٍّ أینَ کیفَ کَم مَتیٰ
  • و فی کثیرٍ کانَ ما هو لِمَ هو***کَما یَـکونُ ما هو هَل هُو انْتَبَهوا
  • و الانخسافُ الأوَّلَ یُناسِبُ***و فِی وجودِی اتَّحَد المطالبُ‌ 2
  • در جلسات قبل عرض شد در بسیاری از موارد، وقتی که انسان از حقیقت یک شیء سؤال می‌کند، فرد به‌خاطر اختصار و به‌خاطر موقعیت سائل از علت غایی یا لمّیت آن جواب می‌دهد. به‌خاطر اینکه به‌درد سائل نمی‌خورد که حالا بفهمد این چیست؛ فرض کنید یک نفر سؤال می‌کند که این دارو چیست؟ شما به‌جای اینکه از مواد شیمیایی تشکیل دهندۀ آن مثل سدیم، کلراید، ساخارین، ویتامین دی، ای و فلان که به ملت می‌خورانند، بگویید، می‌گویید که این دارو را بخور برای تو خیلی خوب است. برای همه‌جایت خوب است، خلاصه خیلی مفید است. می‌گوید که من سؤال نکرده‌ام این برای کجای من خوب است بلکه سؤال کردم حقیقت، جوهر و مواد این دارو چیست؟ ولی فرد این‌طور جواب می‌دهد به‌خاطر اینکه می‌بیند به‌درد من نمی‌خورد، چون من طلبه هستم حالا از خصوصیات شیمیایی این دارو بفهمم [چه فایده‌ای دارد!] او هم می‌گوید که اینها از دنیا عقب هستند و چیزی سرشان نمی‌شود حالا نمی‌فهمد که خودشان این‌طور هستند! لذا می‌گوید که برو دارو را بخور برای تو خوب است! این از «ما هو» به «لِمَ هو» جواب داده است و در بسیاری از موارد به‌جای اینکه از «ما هو» سؤال بپرسیم از «هل هو» سؤال می‌پرسیم یعنی به‌جای اینکه از حقیقت یک شیء سؤال کنیم از وجود آن سؤال می‌کنیم. اگر سؤال می‌کنند: حقیقت وجود چیست؟ حقیقت وجود چیست یعنی جنس و فصل دارد یا ندارد؟ صورت و ماده دارد؟ وجود که چیزی از اینها را ندارد، اگر از حقیقت وجود سؤال کنند شما چه جوابی می‌دهید؟ هیچ! فقط می‌گویید که این چیزی است که وجود دارد و دارای فلان خصوصیات است. وقتی شما می‌گویید که این چیزی است که وجود دارد، در واقع دارید با «هل بسیطه» از تحقق یک امر خارجی جواب می‌دهید، به‌خاطر اینکه شما اصلاً نمی‌توانید تعریفی برای وجود بیاورید. همیشه از ماهیت شیء با «ما هو» سؤال می‌شود، وجود که ماهیت، حد و حدود ندارد بلکه هویّت و تعیّن دارد. لذا جواب از هویّت ماهیت وجود نمی‌شود داد. حالا ایشان یک مثال می‌زنند؛ انخساف به حیلولة الأرض بین القمر و الشمس می‌گویند [اگر سؤال بپرسید که] انخساف به چه چیزی می‌گویند؟ جواب می‌دهد وقتی که زمین بین ماه و خورشید فاصله می‌اندازد. شما در اینجا دارید از حقیقت انخساف سؤال می‌کنید اما در واقع جوابی که داده می‌شود جواب «لِمَ هو» است. یعنی دارید از علّیت سؤال می‌کنید و می‌گویید که چرا منخسف می‌شود. یک وقت سؤال می‌کنیم خود انخساف چیست؟ یک وقت سؤال می‌کنیم: چرا انخساف به‌وجود می‌آید؟ اینکه می‌گوییم: چرا انخساف به‌وجود می‌آید؟ جوابش این می‌شود که چون زمین بین ماه و خورشید فاصله می‌اندازد، در اینجا «لِمَ هو» به‌جای «ما هو» نشسته است.

    1. منظومه، ج 2، ص 329.
    2. منظومه، ج 2، ص 331.
/ 380