جلسه ۱۱۴
توضیحات:
الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها
جلسه ۱۱۴
12لذا در اینجا میگویند که اگر ما بخواهیم از مرتبه، عوارض وجود را برداریم همیشه باید تقدیم سلب کرد.
حَتی یَعُمَّ السلبُ لأجلِ التَّقدیمِ عارضَ المَهیة نَفسَها و لا یَختَصُّ بِعارضِ وجودِها 1
تااینکه سلب بهخاطر تقدیم، خودش عارض ماهیت را بردارد، دیگر اختصاصی به عارض وجود نداشته باشد.
بَیانُ ذلک أنَّ لِلماهیةِ بِالقیاسِ إلی عوارضِها حَالَتَین إحداهُما عَدمُ الاتصاف بِها و لا بِنقائضِها حینَ أُخِذَ الماهیة مِن حَیث هی کَما فی العوارضِ التی تَعرضها بِشرطِ الوجودِ کَالکِتابَةِ و الحَرکةِ و نَحوِهما.2
دو حالت ماهیت به قیاس نسبت به عوارضش
ماهیت به قیاس به عوارض خودش دو حالت دارد: یکی عدم اتصاف به او است و نه به نقایضش، وقتی که شما خود ماهیت را تنها درنظر بگیرید نه خود عوارض به آن وارد شده است نه نقایضش، عوارضی که بر ماهیت بشرط وجود عارض میشوند مثل کتابت و حرکت و امثالذلک است که در ذات خود ماهیت نه کتابت خارجی خوابیده است و نه غیرش.
بهخاطر اینکه اینها همه بهلحاظ وجود عارض میشوند، اگر وجودی در کار نباشد کتابتی در کار نیست.
و الأخریٰ الإتصافُ بِها حینَ مَا أُخِذَت کَذلک کَما فی العوارضِ التی تَلحَقُها مَع الوُجودِ لا بِشرطِ الوجودِ کَالوجودِ و الوحدةِ و الإمکانِ و نحوِها.3
دیگری اتصاف به این عوارض است در وقتی که ما خود ماهیت را اخذ کنیم میبینیم که ماهیت متصف یکسری عوارض است که (کاری به وجود خارجیاش نداریم، شما خود ماهیت را درنظر بگیرید متصف به یکسری عوارض است مثل امکان، ضرورت، زوجیت برای اربعه، وحدت، کثرت و امثالذلک، همۀ اینها از عوارض خود ماهیت هستند و کاری به وجود ندارد) با وجود ملحق میشوند نه بشرط وجود، بشرط وجود نیست مثل خود وجود، وحدت، امکان و نحوهما.
بلکه اینها عوارض هستند که عارض بر آن میشوند، وقتی ماهیت میخواهد وجود پیدا کند میگویند که ضرورت پیدا کرد یا در ناحیۀ عدم، میگویند که عدم پیدا کرد یا فرض کنید که ممکن ...، همۀ اینها عوارضی هستند که بهلحاظ وجود و با عنایت به وجود هستند، نه بشرط وجود مثل کتابت و امثالذلک باشند، مثل خود وجود، وحدت، امکان و نحوهما که وقتی ماهیتی وجود پیدا میکند شما وحدت را هم از آن انتزاع میکنید، اینطور نیست که شرط وحدت، وجود باشد و تا وجودی نباشد وحدتی هم نیست، وقتی که ماهیت وجود پیدا کند اینها هم با ماهیت هستند.
- منظومه، ج 2، ص 336.
- همان.
- همان.

