جلسه ۱۱۴
توضیحات:
الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها
جلسه ۱۱۴
14این در اینجا صحیح نیست بهخاطر اینکه شما وجود مطلق را از انسان سلب کردهاید درحالیکه انسان از حیث اینکه انسان است وجود دارد و ما در خارج میبینیم. این حیثیت جزء موضوع میشود کَأنّ این انسان با منحیثهو یک موضوع واحد را تشکیل داده است، «انسان از حیث انسان موجود نیست» این دروغ است.
نفی متوجه به وجود بهنحو خاص نمیشود یعنی وجود در مرتبه را بردارد نه وجود مطلق را و منظور ما این است که وجود در مرتبه برداشته شود، اگر وجود مطلق برداشته شود که محال و دروغ است، نفی متوجه به وجود خاص که وجود در مرتبه باشد نمیشود یعنی وجودی که عین یا جزء این موضوع باشد بلکه نفی به مطلق وجود برمیگردد یعنی مطلق وجود از انسان منحیثهو انسان برداشته میشود پس شما برای چه اینجا نشستهاید؟
«بِخلافِ ما إذا قلتَ بِالعكسِ»؛ یعنی لیس را اوّل بیاوریم، «لیس الإنسان» بگوییم، انسان منحیثهو را از تتمۀ موضوع قرار ندهیم بلکه از تتمۀ محمول قرار دهیم ولی جایش را عوض کردیم و گفتیم که انسان موضوع ما است بعد گفتیم که اینطور نیست که انسان وجود نداشته باشد ـ وجود منحیثهو ـ وجودی که از حیث اینکه انسان است، اینطور نیست که انسان وجود نداشته باشد، موجودی که انسان باشد یعنی عین انسان باشد یا جزئی انسان باشد «لیس»؛ برداشته میشود.
پس ما در اینجا «مِن حَیث هو» را تتمةالمحمول گرفتیم، تتمةالمحمول «موجودٌ» است؛ موجود از حیث اینکه این موجود جزء انسان است یا عین انسان است، این موجود را از انسان سلب کردهایم و درست هم است، انسان در ذات خودش نه وجود و نه عدم است لذا میگویند که شما سلب را مقدّم کنید تا این اشتباه را در اینجا نکنید که قید حیثیت از تتمةالموضوع باشد.
أللهم صل علی محمد و آل محمد

