جلسه ۱۱۴
توضیحات:
الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها
جلسه ۱۱۴
4لذا مرحوم حاجی در این بحث فرمودند که خیال نکنید اینکه گفتیم که وجود و عدم را از ماهیت برمیداریم مربوط به عوارض وجود است یعنی وقتی بخواهید ماهیت را بالقیاس به وجود خارجی لحاظ کنید در ماهیت وجود نخوابیده است، اگر وجود میخوابید بنابراین همۀ ماهیتها در خارج باید وجود داشته باشند درحالیکه اینطور نیستند، شما هزار ماهیت در ذهن تصور میکنید که یکیاش در خارج نیست پس در ماهیت بهلحاظ خارج وجود نخوابیده است و همینطور عدم هم نخوابیده است اگر عدم خوابیده باشد پس ماهیت باید خودش اقتضای عدم کند لذا دیگر نباید بهوجود بیاید پس ماهیت اقتضای عدم نمیکند. شریکالباری خودش اقتضای عدم میکند یعنی وقتی که شما شریکالباری را تصور میکنید در این تصور شریکالباری عدم خوابیده است، اینطور نیست که ذات شریکالباری از عدم ترکیب شده باشد، نهخیر! یعنی وقتی که ما بهلحاظ وجود خارج شریکالباری را لحاظ کنیم با توجه به آن براهین امتناع تعدد صانع و مبدأ اوّل و با قرینۀ به آنها میگوییم که شریکالباری نمیشود که باشد ولی دوباره در شریکالباری عدم نخوابیده است.
مصادیق شریکالباری
همانطور که ما اینهمه شریکالباری در ذهنمان داریم و هیچکدام از اینها عدم نیستند، ﴿ءَأَرۡبَابٞ مُّتَفَرِّقُونَ خَيۡرٌ أَمِ ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ﴾1 ما قشنگ شریکالباری را برای خودمان در این عالم مجسم کردیم و آن را عبادت هم کردیم؛ آنقدر در اینجا شریکالباریها هستند مثل پول، دنیا، ریاست، زن، بچه، انانیت و شخصیت، اینها همه شریکالباریهایی هستند که:
ای هوای تو هوا انگیز *** وی خدایان تو خدای آزار2 همۀ اینها شریکالباری هستند، بله این شریکالباری که الآن ما در ذهن خودمان درست کردیم این الآن در مرتبۀ عالم ما هست و هیچ خدشهای هم به آن وارد نمیشود ولی اگر بخواهیم پای خودمان را جلوتر بگذاریم و حرکتی کنیم و قدری بالاتر برویم شریکالباریهای خودمان را یکییکی باید از دست بدهیم!
اوّل باید زن را از دست داد، بچهها را از دست داد، مال را از دست داد حالا بسته به اینکه کدام یک میچربد، این میچربد یا آن میچربد، آنهایی که بیشتر رسوخ کردهاند آنها را در مراحل بعد یکییکی باید از دست بدهیم، هرکدام این شریکالباریها را از دست دادیم دائماً جلوتر میرویم، خدا میگوید که نه! دوباره شریکالباری داری! مگر تو نمیگویی که ممتنع است؟! کجا ممتنع است؟! هرچه جلوتر میرویم میگویند که پس این شریکالباریهایی که گفتی ممتنع است کجا است؟! ما که ممتنع ندیدهایم! تو اصلاً آنها را در خودت محقق کردی و در خودت بهوجود آوردهای! آنقدر میرویم تا جایی میرسیم که خود آن باری را بهعنوان شریکالباری باید حذف کنیم! این مطلب دیگر خیلی عالی است! آنچه که تابهحال به یک جهت نگاه میکردی، الآن میگوید که دیگر به من هم نباید نگاه کنی! شریکالباریها را یکییکی انداختی؛ زنت را انداختی بچهات را انداختی پولت را انداختی ریاست را انداختی دنیا را انداختی انانیت را انداختی، همۀ اینها را قبول داریم اینجا که رسیدی من را هم باید بیندازی! تابهحال ما اینها را برای تو انداختیم! تو را هم باید بیندازیم؟! میگوید: من را هم باید بیندازی! آن که تو دنبالش بودی من نیستم! اینجا دیگر کار هر کسی نیست به قول مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ که یک بار میفرمودند:
- سوره یوسف (12) آیه 39. روح مجرد، ص 374:
«اى دو همنشين زندانى من! آيا اين ارباب و خدا نمايان جدا جدا و پراكنده مورد پسند و اختيار است، يا خداوند واحد قهّار؟! (كه با عزت و استقلالش در وجود و با اسم قهّاريتش كه از لوازم وحدت اوست، ديگر رَبى و اربابى و موجود جدا و پراكنده و مستقلى را بهجاى نگذاشته است؛ و وحدت ذات اقدسش جميع وحدتهاى اعتبارى و مجازى را سوزانده و اين خس و خاشاكها را از سر راه برداشته است.)» - دیوان سنایی، قصیده 75.
- سوره یوسف (12) آیه 39. روح مجرد، ص 374:

