جلسه ۱۱۶
توضیحات:
31. غرر في اعتبارات الماهية
جلسه ۱۱۶
8اگر شما در اینجا رقبه را بشرطلا اخذ کنید و بگویید که بدن از چه تشکیل شده است؟! میگوییم که از کله، پاچه، دست، سیرابی، شیردان و رقبه، الآن رقبه در اینجا بشرطلا، اخذ شده است. [پس] برحسب اعتبارات فرق میکند گاهی اوقات آنطور میگویید و گاهی اوقات اینطور میگویید.
مثلاً کلمۀ «عین» را شما به ربیعه میگویید، به آدم جاسوس میگویید؛ من عیونی دارم یعنی من جاسوسهایی دارم. ما به «عین» معنای سِعِی دادهایم؛ به تمام بدن. البته به لحاظ همان جنبۀ خصوصیتی که دارد میگوییم، بیجهت نمیتوانیم بگوییم. خلاصه ما به تمام بدن در اینجا عین اطلاق میکنیم، این عین را در اینجا لابشرط اخذ کردیم؛ لابشرط تنها بودن و لابشرط حملش بر مجموع.
این خیلی استفاده دارد یعنی تمام محاورات ما یا لابشرط است یا بشرطلا. این به این قسم است.
و المَاهيةُ المَأخوذةُ كَذلك قَد تَكونُ غيرَ مُتحصِّلَةٍ بِنَفسِها في الواقع بَل يَكونُ أمراً مُحتملاً لِلمَقوليةِ عَلى أشياءَ مختلفةِ الماهيات. و إنَّما يَتَحَصَّلُ بِما يُنضافُ إليها فَيَتَخَصَّصُ بِه و يَصيرُ بِعينِها أحدَ تلكَ الأشياءِ فيكونُ جِنساً و المُنضافُ إليه الذي قَوَّمَه و جَعَله أحَدَ تلكَ الأشياء فَصلاً.
و قد تَكونُ مُتَحَصِّلَةً في ذاتِها غيرَ مُتَحَصِّلَةٍ بِاعتبارِ انْضياف أمورِ إليها.1
ماهیتی را که شما بشرطلا بگیرید گاهی اوقات غیر متحصّله است، در واقع متحصّل نیست یعنی تحقق ندارد بلکه امر محتملی است برای اینکه مقول شود بر اشیائی که حقایقشان مختلف هستند. تحصّل پیدا میکند به آنچه که به آن اضافه شود که فصل است، به آن فصل تخصّص پیدا میکند و بعینها یکی از همین اشیاء میشود که این جنس است (با انضمام آن شیءِ دیگر، یکی از همین اشیاء میشود که متحدالحقائق هستند در واقع اگر حیوان را با ناطقیت ضمیمه کنید میشود انسان، حیوان را با نائقیت ضمیمه کنید میشود حمار، حیوان با همان فرسیت ضمیمه کنید میشود فرس) و آنچه که به آن اضافه شده است و به آن قوام داده است و این را یکی از این اشیاء قرار داده است (یعنی حیوان را تبدیل به انسان یا بقر کرده است) به آن فصل میگویند.
- منظومه، ج 2، ص 343.

