اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

31. غرر في اعتبارات الماهية

جلسه ۱۱۷

توضیحات:

31. غرر في اعتبارات الماهية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۷

10
  • و لَمّا ذَكرنا أنَّ الطبيعي مَوجودٌ و هُو الماهيةُ و هِي مَوجودةٌ بِالعَرَضِ و الوُجودُ واسطةٌ في العروضِ بِالنسبةِ إليها لا وَاسطة في الثُّبوتِ أرَدْنا أنْ نُبيِّنَ أنَّ الطَّبيعيَ مَوجودٌ بِالعرضِ. ‌و شَخصُه وَاسطةُ العروضِ له‌، في بابِ اتِّصافِه بِالوجودِ فَإنَّ التَّشخُّصَ هُو الوجودُ في الحقيقةِ.1‌

  • حالا وارد بحث دیگری شده‌ایم؛ گفتیم: طبیعی موجود است که عبارت است از ماهیتِ انسان و آن ماهیت موجود به عرض است و وجود نسبت به ماهیت واسطۀ در عروض است و واسطۀ در ثبوت نیست اراده کردیم به اینکه بیان کنیم که کلی طبیعی (که همان ماهیت باشد) موجود بالعرض است و شخص این کلی طبیعی واسطۀ عروض برای کلی طبیعی است در باب اتصاف این کلی طبیعی به وجود، (آن شخصش‌ یعنی آن مصداق خارجی واسطۀ در عروض وجود به او است) پس در حقیقت تشخّص همان وجود است (تشخص یعنی همان مصداق کلی طبیعی، همان وجود است ولی ما این وجود را بر انسان بار کردیم و گفتیم که الإنسانُ موجودٌ).

  • واسطۀ در ثبوت به آنجایی می‌گویند که در ثبوت یک شیء برای یک شیء دیگر واسطه است مانند حرکت ید که واسطۀ در ثبوت برای حرکت مفتاح است؛ وقتی که شما دست‌ خود را حرکت می‌دهید مفتاح هم حرکت می‌کند، این واسطۀ در ثبوت است ولی واسطۀ در عروض این است که آن شیء واقعاً به این شیء دیگر تعلّق نمی‌گیرد بلکه عارض می‌شود و اصل و حقیقتش برای آن اوّلی است مثل جالس در سفینه.

  • و قَد عَلِمْتَ أنَّ التَّحَقُّقَ لِلوجودِ أوَّلاً و بِالذَّاتِ و لِلماهيةِ ثَانياً و بِالعَرَضِ. و لَمّا ذَكَرنا أنَّ الشَّخصَ وَاسطةٌ في العُروضِ و هِي أنْ يَكونَ مَناطاً لِإتِّصافِ ذِي الوَاسطةِ بِشي‌ءٍ بِالعَرَضِ و اتِّصافُ نَفسِها بِهِ بالذَّاتِ و كَانَتْ عَلىٰ أنْحاءَ و فِي بَعضِها صِحَّةُ السَّلبِ ظَاهرةٌ كَما في حَركةِ السَّفينةِ و حَركةِ جَالِسِها و في بَعضِها خَفيةٌ كَما في أبْيَضيةِ الجِسمِ و أبْيَضيةِ البَياضِ و في بَعضِها أخْفىٰ‌ كَالجنس‌ِ في بابِ التَّحَصُّلِ‌ حَيثُ‌ ـ تَعليلي ـ الفَصلُ جَا ذلكَ الفصل‌ مُحصِّله أيْ مُحصِّلاً لِذلكَ الجِنسِ حَيثُ أنْ لا مَرتبةَ لَه في التَّحَقُّقِ يَكون فيها خالياً عَن تَحقُّقِ الفَصل لِفِناءِ كُلِّ جِنسٍ في فَصلِهِ و لا سيَّما في البَسائطِ و كُلُّ مُبهمٍ في معيَّنِه أشَرنا إلى أنَّ الوَساطةَ في العَروضِ في الطَّبيعيِّ و شَخصِهِ و الماهيةِ و وجودِها مِن هذا القَبيلِ.2‌

    1. منظومه، ج 2، ص 346.
    2. منظومه،، ج 2، ص 346.
/ 260