جلسه ۱۱۷
توضیحات:
31. غرر في اعتبارات الماهية
جلسه ۱۱۷
12تلمیذ: آنوقت صورت هیولا چیست؟
استاد: هیولا اصلاً صورت ندارد.
تلمیذ: پس اصلاً وجود ندارد.
فصل باعث تقرّر جنس
استاد: نه اینکه صورت ندارد بلکه وجود هیولا به وجود صورت است، یعنی اگر صورتی را از هیولا گرفتید اصلاً هیولا وجود ندارد. آن هیولا در ضمن صورت جریان و سیلان دارد. هیولا قوه میشود و ما قوۀ بدون فعلیت نداریم. همیشه در هرجا اگر قوهای هست فعلیت هم در آنجا هست ولی وقتی که فعلیت هست مجدداً آن فعلیت قوۀ برای یک فعلیت دیگر و یک صورت دیگر است پس هیولا یک مادۀ امتدادی ـ از مدّ ـ و کششدار است که با صور مختلف فعلیت و وجود پیدا میکند و اگر صورت را از آن بگیریم عدم است لذا فصل همیشه باعث تقرّر جنس میشود و جنس را از بیآبرویی خارج میکند و به آن آبرو میدهد.
«مرتبهای برای جنس در تحقّق نیست که در آن مرتبه خالی از تحقّق فصل باشد». اصلاً شما نمیتوانید جنس را بدون فصل محقّق کنید «چون هر جنسی فانی در فصلش هست و لاسيمّا در بسائط یعنی در آنجاهایی که اصلاً جنسی وجود ندارد»، فقط فصل تنها هست «و هر مبهمی در معیّن خودش فانی است». حالا که اینطور شد و ما گفتیم که واسطهها دارای مراتبی هستند؛ بعضیها خفی و بعضیها جلی هستند، «وساطت در عروضِ در طبیعی و شخصش و ماهیت و وجودش از این قبیل است که خیلی مخفی است».
فَصِحَّةُ سَلبِ التَّحقُّقِ و التَّحصُّلِ هُنا بِالنَّظَرِ الدَّقيقِ البُرهانيِّ بل بِإعانَةٍ مِنَ الذوقِ العرفاني.1
اینکه ما میخواهیم وجود را از ماهیت سلب کنیم و وجود را از کلی طبیعی سلب کنیم و به شخص نسبت بدهیم، به نظر دقیق برهانی است بلکه در اینجا به کمک ذوق عرفانی است.
که شما این ماهیت را اوّلاً معتبر بدانید، اعتباریاش کنید، اصل و تعیّن را به آن شخص خارجی بدهید، آن شخص خارجی است که وجود دارد، خود ماهیت یک امر اعتباری و انتزاعی است بلکه در اینجا ذوق عرفانی است که بیاید بگوید: هرچه هست فقط وجود است، ماهیت ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ ، يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمَۡٔانُ مَآءً﴾2 است.
- منظومه، ج 2، ص 346.
- سوره نور(24) آیه39. الله شناسی، ج 2، ص 18:
«همچون آبنما و سرابى مىباشد كه در زمين هموارى قرار دارد.»

