جلسه ۱۱۸
توضیحات:
32. غرر في بعض أحكام أجزاء الماهية
جلسه ۱۱۸
12و لذا کانت الأعراض بسائطٌ خارجیةٌ کما قُلنا إذ ما به الشرکةُ أعنی جنسَها فی الأعیان و ما به امتیازها أعنی فصلَها سیِّان أی مُتحدانِ لا کما فی المرکباتِ الخارجیةِ لأنَّهما تُؤخذانِ فیها مادةً و صورةً خارجیتین لِکلِّ منهما وجودٌ علی حِدَّة.1
فلذا اعراض بسائط خارجیه هستند و همۀ اینها در خارج بسیط هستند (مثل جسم نیستند که از ماده و صورت ترکیب شده باشد بلکه اینها بسیط هستند و یک شیء واحد هستند) همانطور که گفتیم: آنچه که مابهالشرکه است که جنس این اعراض در اعیان باشد و آنچه که مابهالاِمتیاز آن است، یکی ـ متحدان ـ هستند که در مرکبات خارجیه مثل جسم اینطور نیست، این دوتا در جسم ماده و صورت خارجی هستند، ماده یک وجود دارد و صورت هم یک وجود جدا دارد، اینها به یکدیگر ضمیمه میشوند (و بحث ضمیمهاش هم بعداً میآید. این هم یک مطلب بود).
و لیس فَصلانِ فی مرتبةٍ واحدةٍ بأن یکونا قَرِیبَین و لا جنسانِ فی مرتبةٍ واحدةٍ بأن لا یکونَ أحدُهما جزءً للآخر لواحدٍ مِن الأنواع. ها أی خُذْ تَعرف. نعم رُبما لا یکون الفصلُ الحقیقی معلوماً فیوضَعُ أقربُ لوازمِه مکانَه.2
«ما دو فصل قریب در یک مرتبه نداریم و دو جنس قریب در یک مرتبۀ واحد نداریم به اینکه یکی جزء دیگری نباشد»، امکان ندارد که دوتا جنس یکی داخل در دیگری نباشد، بالأخره هر جنسی در آن مرتبۀ نزولی که به پایین میآید باید تحت جنس دیگری باشد. «در بعضی از اوقات فصل حقیقی مشخص نمیشود، ما اقرب از لوازم فصل حقیقی را بهجای فصل حقیقی میگذاریم»، ما نمیدانیم حقیقت انسان چیست لذا نطق را بهجای فصلش میگذاریم و میگوییم که ناطق است.
و قد یَشتَبِه أقربیةُ لازمَین متساویین بِالنسبةِ إلیه فیُوضعان مَعاً مکانَه فیُتوَهَّمَ أنَّهما فَصلانِ فی مرتبةٍ واحدةٍ کَالحساسِ و المتحرکِ بالإرادة فی الحیوان و لیس کذلک لأنَّ الفصلَ ملزومُهُما و هو واحدٌ.3
گاهی اقربیت دو لازم متساوی نسبت به آن فصل حقیقی مشتبه میشود, (نمیدانیم که آیا این لازم نزدیک است یا نه؟ پس هردو را میگذاریم) ما دو چیزِ لازم را بهجای فصل حقیقی میگذاریم, اینطور به ذهن میرسد که اینها دو فصل در یک مرتبه هستند مانند حساس و متحرک بالإراده در حیوان درحالیکه اینطور نیست زیرا فصل ملزوم این دوتا است و ملزوم هم واحد است.
- منظومه، ج 2، ص 351.
- منظومه، ج 2، ص 351.
- منظومه، ج 2، ص 352.

