اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

32. غرر في بعض أحكام أجزاء الماهية

جلسه ۱۱۸

توضیحات:

32. غرر في بعض أحكام أجزاء الماهية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۸

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • و أما بعدَ التَنَزُّلِ فَالتَّحققُ لِذي الوَاسطةِ هُنا حَقيقيٌ و صِحَّةُ السَّلبِ مُنتَفِيةٌ لِأنَّ فَناءَ الماهيةِ في الوجودِ أشَدُّ مِن فَناءِ الجنسِ في فَصلِه فَتَحقّقُها بِهِ أشدُّ مِن تَحقّقهِ به.1

  • ذُو الكونِ ذاتُ ما لَه الكلية***ذِهناً فَحَسْبُ و هي المَهية
  • إنْ جزءَ فردٍ تُصغه التَّعمُّل‌***يُعني و إلاّ لَزِمَ التَّسَلسُلُ‌
  • ليسَ الطبيعيُّ مَع الأفرادِ***كَالأبِ بَل آبا مَعَ الأولادِ2
  • غرر فی بعضِ أحکامِ أجزاءِ الماهیة.

  • جِنسٌ و فصلٌ لابِشـرطٍ حُملاً***فَمَدةٌ و صورةٌ بِشـرطِ لا
  • في الجسمِ تانِ خَارجيتانِ في‌***أعراضِه عَقليتانِ فَاقْتَفِ‌
  • إذ مَا بِه الشـِّركة في الأعيان‌ِ***و مَا بِه امتيازها سيَّان‌
  • و ليس فَصلانِ و لا جِنسانِ في‌***مَرتبة لِواحدٍ هَا تَعرف‌
  • و الفصلُ منطقيٌّ اشتقاقيٌّ***كَمبدإِ الفَصلِ و ذا حَقيقي‌3
  • عرض شد که وجود اوّلاً و بالذّات به خودش تعلّق می‌گیرد و بعد به ماهیت تعلّق می‌گیرد ولی در اینجا یک واسطه داریم که آن واسطه خود وجود است که اوّلاً بر خودش صادق است بعد بر ماهیت [صادق است].

  • در مورد جنس و فصل تحقّق اوّلاً برای فصل است و ثانیاً برای جنس است البته جنس از این نقطه‌نظر که مبهم است و فصل، ممیّز او است تحصّل و تقرّر آن به فصلش می‌باشد؛ فصل جنس را نشان می‌دهد مثل اینکه صورت، ماده را نشان می‌دهد و به فعلیت می‌آورد البته ایشان می‌فرمایند که تحقّق این واسطه در مورد جنس و فصل خیلی خفی‌تر از ماهیت و وجود است به‌جهت اینکه ماهیت در عالم خارج چیزی به غیر از وجود نیست یعنی همان حدّ ماهوی وجود را ماهیت می‌گویند و ماهیت هیچ چیزی نیست.

  • بنابراین اگر ما بگوییم که وجود اوّلاًبلااوّل بر خودش صادق است و به‌واسطۀ خودش بر ماهیت [صادق است] می‌شود گفت که این یک حرف صحیح و منطقی‌‌ای است به‌جهت اینکه ماهیت هیچ نوع وجودی از خودش ندارد، اگر بخواهیم تشبیه کنیم به حرکت سفینه و جالس در سفینه تشبیه کنیم؛ شخصی که او را بر سفینه بسته‌اند یا بر سفینه نشسته است اصلاً از خودش حرکتی ندارد مگر اینکه آن سفینه حرکت کند و او حرکت پیدا کند، می‌گویند که این شخص این مقدار آب را طی کرد! تو که طی نکردی سفینه آن را طی کرد! چرا می‌گویند که تو طی کردی؟! ما سوار ماشین شدیم از طهران به مشهد رفتیم، ماشین رفت تو که نرفتی، تو در ماشین نشسته بودی نه راهی را طی کرده‌ای نه قدمی را برداشته‌ای نه کوشش و زحمتی متحمّل شده‌ای ماشین این راه را رفته است آن هم با چرخ‌هایش و امثال‌ذلک.

    1. منظومه، ج ۲، ص 347.
    2. منظومه، ج ۲، ص ۳۳۹.
    3. منظومه، ج 2، ص 350.
/ 380