اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

32. غرر في بعض أحكام أجزاء الماهية

جلسه ۱۱۸

توضیحات:

32. غرر في بعض أحكام أجزاء الماهية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۸

3
  • عدم تعلّق وجود به ماهیت

  • بنابراین اینکه ما «رفتن و حرکت کردن از اینجا به مشهد» را [به خود] نسبت می‌دهیم این مجازی می‌شود، در واقع واقعیت برای سیاره است. در مورد ماهیت و وجود هم همین‌طور است، به ماهیت وجود تعلّق نمی‌گیرد چون ماهیت چیزی نیست که وجود به آن تعلّق بگیرد یا نگیرد، وجود به خودش تعلّق می‌گیرد و خود وجود متعیّن می‌شود ولی ما اسم آن تعیین وجود و تشخصّش را ماهیت می‌گذاریم ولی در مورد جنس و فصل این‌طور نیست.

  • به قول معروف جنس کمی برای خودش آدمی است! سابق کامیون‌های ریو‌ ارتشی بود که قدیمی بود و وقتی می‌خواستند سربازها را سوار آن کنند تا به پادگان و امثال‌ذلک ببرند کسی سوار اینها نمی‌شد و منتظر ماشین‌های بهتری می‌شدند! شخصی می‌گفت که یک ترک بود که افسر بود او سوار شد و می‌گفت که مگر ریو آدم نیست که شما سوارش نمی‌شوید؟! حالا جنس برای خودش آدمی است! اینکه ما گفتیم تحصّل جنس به فصل است دلیل نمی‌شود که اصلاً جنس نباشد حالا جنس هیولای مبهمه‌ای است گرچه تحصّل و تقرّرش به فصل است ولی اگر ما بخواهیم مسئله را تنزّل دهیم باید بگوییم که خود جنس هم تا حدودی برای خودش یک نوع تحقّقی دارد یعنی تقرّری دارد و فصل این تقرّر را به تحقّق تبدیل می‌کند.

  • بنابراین می‌توانیم بگوییم که این یک حظّی از [وجود دارد] حالا فنا ماهیت در وجود به‌اندازۀ فنا جنس در فصل نیست کمی از این‌جهت کمتر است.

  • تعریف کلی طبیعی در کلام مرحوم حاجی

  • بعد ایشان می‌فرمایند که کلی طبیعی عبارت است از همان ذاتی که کلّیت به آن عارض شده است، آن ذاتی که به آن در ذهن کلّیت عارض شده است عبارت است از همان ماهیتی که در خارج تحقّق پیدا می‌کند ولی به وصف کلّیت در خارج تحقّق پیدا نمی‌کند، به وصف همان ذاتیت [در خارج تحقّق پیدا می‌کند] وقتی من می‌گویم که انسان کلی است یک کلّیتی برای انسان می‌آورد، ظرف این کلّیت انسان در ذهن است و در خارج انسان کلی نداریم هرچه در خارج داریم انسان داریم پس ذاتی که به آن کلّیت عارض می‌شود آن ذات در خارج هست، این‌طور نیست که به وصف کلّیت باشد، به وصف کلّیتش در ذهن است یعنی وقتی شما می‌گویید که انسان کلی است و بر کثیرین صدق می‌کند الآن این کلّیت را بر انسان حمل کردید و او را دارای افرادی به‌حساب آوردید.

/ 380