جلسه ۱۲۰
توضیحات:
35. غرر في خواص الأجزاء
جلسه ۱۲۰
10كذلك نَقولُ نَحنُ بِاعتباراتٍ له أي لِما لَهُ تلكَ الأجزاء ـ فالمَرجعُ معلومٌ مِن السياق ـ و هو حينئذٍ نحوٌ مِنَ الوجودِ بسيطٌ تلكَ الصورَ الذِّهنية. فَبِالحقيقةِ كُلُّها خَارجةٌ مِن ذلكَ الوجودِ ذاتيةً كانَت المَفاهيمُ الذِّهنيةُ أو عَرَضيةً إلاّ أنُّ ما يُنتَزَع و يُحكىٰ عَن مقامِهِ الأوّل تُسمّىٰ ذاتياتٍ و ما يُنتَزَع و يُحكىٰ عَن مقامِه الثَّاني يُسمّىٰ عَرضياتٍ. و أمّا القولُ الثالثِ فَسَخيفٌ إذً لا يَتَحقَّقُ الحملُ بينَهُما حينئذٍ.1
حرف اینها غلط است ولی ما از دلیل اینها برای خودمان استفاده میکنیم «ما میدانیم اعتباراتی که برای آنچه که این اجزاء ...» این «لَهُ» به چه برمیگردد؟ «مرجع از سیاق معلوم است ـ بهنحوی از وجودی که بسیط است، به اعتباراتی برای این وجودِ بسیط، این صور است؛ این صور ذهنی است» یعنی صور ذهنیه بهواسطۀ اعتباراتی برای وجود لحاظ میشود، عقل میآید این تلک الصور را بهواسطۀ اعتباراتی برای این وجودِ بسیط انتزاع میکند. «در واقع تمام این اعتبارات از این وجود خارج هستند حالا این مفاهیم ذهنی میخواهند ذاتی باشند یا عرضی باشند» یعنی این جنس و این فصل از این وجود خارج هستند در مقام ذاتیت یعنی ذاتاً خارج هستند نه بالعرض. خواه عرضی باشند مثل سایر عوارضی که عرض خاص است و عرض عام است و سایر اعراض و عوارضی که بر اشیاء بار میشوند.
«حالا الاّ اینکه آنچه را که عقل انتزاع میکند و از مقام اوّل وجود حکایت میشود به آن ذاتیات میگویند» یعنی اگر ما از خود وجودِ تنها ـ نه از عوارض وجود ـ انتزاع کنیم به عبارت دیگر ما از آن کمال اوّل ـ نه کمالات ثانیه ـ که اصل وجود است انتزاع کنیم جنس و فصل میشود، از جنس و فصل، اصل وجود درست میشود حالا که درست شد این یک عوارضی دارد مثلاً شکلش اینطور است رنگش اینطور است دماغش اینطور است اَبرویش اینطور است چشمش اینطور است دو متر قد دارد در اینجا است در آنجا است در آن زمان است در آن مکان است زرد است سفید است سیاه است در واقع از این چیزهایی که عوارض هستند، آن را که از مقام اوّل وجود میگیریم آن جنس و فصل است و آن را که از سایر جهات میگیریم اسمش را عرضیات میگذاریم. «آنچه که از مقام ثانی آن وجود انتزاع و حکایت میشود همان عرضیات میشود» که همان مقولات و اینها باشد.
- منظومه، ج 2، ص 362.

