جلسه ۱۲۰
توضیحات:
35. غرر في خواص الأجزاء
جلسه ۱۲۰
11«قول سوم سخیف است چون ما دیگر در اینجا وحدتی نداریم تااینکه حمل بر نوع متحقّق شود» دیگر ما به این زید نمیتوانیم حیوان ناطق بگوییم چون دیگر در اینجا وحدتی وجود ندارد، ماده جدا است صورت هم برای خودش جدا است و راسم وحدتی بین ماده و صورت نیست پس وحدتی در اینجا نیست وقتی که وحدتی نباشد دیگر حملی بین این موضوع و محمول منعقد نمیشود. این تمام شد.
غررٌ في خواصِ الأجزاء:
إحداها أنَّها بَيَّنةٌ ـ خَبرٌ مقدّمٌ ـ يَعني العَقلُ في التَّصدِيقِ بِثبوتِها لِلماهيةِ مُستَغنٍ عنِ الوسط فَهذا استغناءٌ عنِ السببِ لكنَّ في الذَّهن.1
«حالا در خواص اجزاء آمدیم» این اجزاء خصوصیاتی دارند؛ «خصوصیت اوّل اینکه جنس و فصل ما روشن است، این خبر مقدّم است» و دلیل نمیخواهد «یعنی عقل در تصدیق به ثبوت اینها برای ماهیت وسط نمیخواهد» مثلاً فرض کنید میخواهید برای عالم اثبات حدوث کنید باید یک وسطی باشد. مثلاً زید اینطرف است و صغریٰ هم آنطرف است، شخصی میخواهد باید بیاید در اینجا واسطه شود و دلاّلی کند این را ببیند آن را ببیند این دوتا را بیاورد، دیگر آنها خودشان مسائل را با همدیگر حل میکنند ولی بالأخره یک حد وسطی میخواهد که این دوتا به هم برسند. شما میگویید که عالم حادث است، از کجا میگویید؟! حدوث را برای عالم اثبات کردید، این یک حد وسطی میخواهد حد وسط چیست؟! باید این وسط یک متغیّر باشد تا این متغیّر بین حدوث و عالم واسطه باشد. «این استغناء از سبب است لکن در ذهن»، این در مقام اثبات است که اجزاء سبب نمیخواهند چون خود اشیاء و اعیان خارجی در ذاتیاتشان نیاز به دلیل ندارند، ذاتیت که سبب نمیخواهد.
ثانِيَتُها أنَّها غَنيةٌ عن السَّببِ أي في الوجودِ الخارجيِّ كما هُو المُتبادَرُ. و قد عُرِّفَ الذَّاتي بِهذه الخاصةِ فَقيلَ الذَّاتي ما لا يُعلَّل. و المُرادُ الغناءُ عَن سَبَبٍ عَلىٰ حِدَّةٍ وراءَ سَبَبِ الماهيةِ و عن سَبَبيةٍ علىٰ حدةٍ مِن قِبَل سَبَبِ الماهيةِ.
- منظومه، ج 2، ص 364.

