جلسه ۱۲۰
توضیحات:
35. غرر في خواص الأجزاء
جلسه ۱۲۰
4ولی اعراض اصلاً مابهالإشتراک ندارند، اینها بسیط و بسائط هستند مابهالاِشتراک اینها اصلاً اعتباری میشود؛ جنسی، عرضیت. در اینکه هم این عارض بر این میشود هم آن عارض بر این میشود، این عرض بودن را برای اینها جنس قرار میدهیم بعد یکییکی فصل ممیّز برایشان میآوریم درحالیکه عرض بودن داخل در ماهیت اینها نیست بلکه مفهومی است که آن مفهوم را بر اینها حمل میکنیم نهاینکه ماهیت اینها از عرض تشکیل شده است، عرض بودن یک حقیقت نیست بلکه خود عرض بودن یک مفهوم و از انتزاعات عقلی است. مفهوم است [یعنی] غیر از حیوانیت است که یک امر ثبوتی و خارجی است عرض که این نیست.
اینها میگویند که ما همین کار را در مورد اجزاء حدّیه انجام میدهیم و میگوییم: درست است که اجزاء حدّیه اختلاف دارند؛ حیوان است و ناطق است، حیوان است و صاهل است، حیوان است و ناهق است و امثالذلک ولی اینها در وجود خارجی ذاتاً یکی میشوند یعنی ما در وجود خارجی نه جنسی میبینیم نه فصلی نه مادهای نه صورتی پس چیست؟! عقل این اشیاء مختلف را انتزاع میکند ولی در خارج یکی است.
کلام مرحوم حاجی این بود که در خارج یکی نیست بلکه در خارج دوتا است اینکه ما الآن میبینیم، از ماده و صورت ترکیب شده است و دوتا است ولی ما دوتا را یکی میبینیم ولی آنها میگویند که در خارج واقعاً یکی است یعنی اصلاً تا وقتی که در ذهن ما است جنس و فصلی داریم همینکه در خارج میرود دیگر هیچچیز نداریم نمیتوانیم اسمش را ماده یا صورت بگذاریم هیچِ هیچ، ذاتاً یک امر است حالا بهحساب و بهاصطلاحِ ما اسمش را قید برای وجود میگذاریم بعد ذهن یک جنس و فصلی را انتزاع میکند و در ذهن خودش میبرد نه اینکه بگوید: در خارج است.
مرحوم حاجی میفرمایند که همانطور که اینها چنین حرفی میزنند ما هم چنین چیزی میگوییم؛ ما میگوییم که درست است که اینها وجوداً و عقلاً مختلف هستند و اختلاف دارند ولکن این اختلاف از نقطهنظر اینکه جعل به وجود خورده است و در واقع بهواسطۀ وجود و به برکت وجود و روی سبیل وجود این ماده و صورت وجود پیدا کردهاند نهاینکه خود اینها اصالتاً وجود داشته باشند بنابراین میتوانیم بگوییم که آنچه که در خارج است فقط وجود میباشد و عقل میآید اینها را اعتبار میکند که همان مسلک صدرالمتألّهین در اجزاء حدّیه است.

