اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفريدة السادسة في الوحدة و الكثرة 40. غرر في غنائهما عن التعريف الحقيقي 41. غرر في تقسيم الوحدة نیمه دوم نوار راجع به مقام حضرت زهراء علیها السلام

جلسه ۱۲۳

توضیحات:

الفريدة السادسة في الوحدة و الكثرة 40. غرر في غنائهما عن التعريف الحقيقي 41. غرر في تقسيم الوحدة نیمه دوم نوار راجع به مقام حضرت زهراء علیها السلام

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۲۳

14
  • و الواحدُ الغیرُ الحقیقیٍ إمّا واحدٌ بالنوعِ أو بِالجنسِ أو باِلکیفِ إلی آخرِ أقسامِه.1

  • «واحد غیرحقیقی هم یا واحد به نوع است» یعنی از نظر نوعی واحد است مثل وحدت زید و عمرو در انسانیت، «یا واحد به جنس است» مثل حیوانیت، «یا واحد به کیف است» مثل بیاض و امثال‌ذلک «إلی آخر اقسام».

  • فإلی أقسامِ الوحدةِ أشَرنا بِقولِنا و وَحدةٌ إمَّا حَقیقیةٌ و مَفهومُها یُعلم مِن مفهومِ الوحدةِ الغیرِ الحقیقیةِ ـ کما سیأتی فی النَظّمِ ـ أو غیرُ حقیقیةٍ ادِرْ ما دَرَوا اُولاهما أیْ الحقیقیةُ بِحقَّةٍ أی إلی وحدةٍ حقَّةٍ و غیرها قَسَّمَها أصحابُنا أولوالنُهیٰ أیْ أولوالعقول ـ عطف بیان ـ.2

  • «حالا این اقسام را یکی‌یکی اشاره می‌کنیم و می‌گوییم که وحدت یا حقیقی است و مفهومش از وحدت غیرحقیقی دانسته می‌شود ـ هما‌ن‌گونه که در شعر خواهد آمد ‌ـ یا غیرحقیقی است» یعنی وقتی شما وحدت غیرحقیقی را بفهمید حقیقی را هم می‌فهمید، این را قبلاً هم گفتیم. اوّلی از آن دو که حقیقیه باشد به ”حقة“ تقسیم می‌شود یعنی اصحاب ما اینها را به وحدت حقه و غیرحقه تقسیم کرده‌اند»، وحدت حقیقیه را به وحدت حقه و غیرحقه تقسیم کرده‌اند.

  • ثمَّ أشرنا إلی مَفهومِهما بِقولِنا فَالذَّاتُ أیْ الماهیةُ فی الوَحدةِ غَیر الحقَّةِ قد أخذت فی مَفهومِ الصِفةِ المُشتقةِ منها أعنَی الواحدَ و الوحدةَ الحقَّةَ بِخلافِها أعنَی الواحدَ فیها نَفسُ الوَحدةِ و الوحدةُ نفسُ الوجودِ العینیِّ الذی لا ماهیةَ له وَراءَ صِرفِ ذاتِه و هی أیْ الوحدةُ الحقیقیةُ أنم لِلخصوصِ و هی الوحدةُ العَدَدیةِ و العموم بِحَسَبِ ـ مُتعلّقٌ بِالعمومِ ـ الوجودِ کَحقیقةِ الوجودِ لا بِشرطِ و الوجودِ المُنبسطِ و المَفهومِ کَالوحدةِ ِالنوعیةِ و الجنسیةِ و العَرَضیةِ.3

  • «”فالذاتُ“ یعنی ماهیت؛ ذات در وحدت غیر حقه از مفهوم صفت مشتقه اخذ می‌شود» می‌گوییم که واحد یعنی «ذاتٌ ثَبَتَ له الوحدة» و این به خلاف آن چیزی است که قبلاً خود ایشان در اینجا فرمودند که در مشتقات ذات اخذ نمی‌شود. «یعنی واحد و وحدت حقه به خلافش است یعنی واحد در وحدت حقه خود وحدت است و وحدت، نفس وجود عینی است که ماهیتی وراء صرف ذاتش نیست یعنی شما این وحدت حقیقیه را وحدت خاص بدانید و نسبت بدهید و به آن وحدت عددیه می‌گویند که وحدت یک باشد و وحدت حقیقیه را به‌حسب وجود، وحدت عام بدان مانند حقیقت وجود لابشرط و وجود منبسط» که عام است و به‌حسب وجود همه را شامل می‌شود. دوم وحدت عموم است، نه عموم وجودی بلکه عموم مفهومی است؛ «به‌حسب مفهوم عام بدان مانند وحدت نوعیه و جنسیه و عَرَضیه» که ما این را عرض کردیم که چیست.

    1. . منظومه، ج 2، ص 387.
    2. . منظومه، ج 2، ص 388.
    3. . همان.
/ 260