
جلسه ۱۲۳
الفريدة السادسة في الوحدة و الكثرة 40. غرر في غنائهما عن التعريف الحقيقي 41. غرر في تقسيم الوحدة نیمه دوم نوار راجع به مقام حضرت زهراء علیها السلام
جلسه ۱۲۳
توضیحات:
الفريدة السادسة في الوحدة و الكثرة 40. غرر في غنائهما عن التعريف الحقيقي 41. غرر في تقسيم الوحدة نیمه دوم نوار راجع به مقام حضرت زهراء علیها السلام
جلسه ۱۲۳
18مثلاً میگویند که طلبههای نجف که در گرفتاری و مضیقه میافتند اگر به حرم امیرالمؤمنین علیهالسّلام بروند خبری نیست چون امیرالمؤمنین میفرماید که من خودم گرسنه بودم شما هم باید باشید!! اینها راهش را یاد گرفتهاند؛ به کربلا میآیند و امام حسین علیهالسّلام [کارشان را] راه میاندازد!! چونکه امام حسین پولدار بود و دم و دستگاهش خیلی مهم است!! امیرالمؤمنین خرما میخورد!!
تلمیذ: ما هم راهش را یاد گرفتیم! به در منزل ایشان میرویم!
استاد: بله!
نمیدانم شما شنیده بودید یا نه ولی از سابق اصلاً معروف بود که طلبهها ـ بهطورکلی همه ـ از نجف میآیند! از این جهت سراغ امیرالمؤمنین نمیروند چون میدانند که حضرت رهایشان میکند و میگوید که حالا کمی این حال برای تو خوب است؛ برای سلوکت خوب است.
تلمیذ: مثل قضیۀ آقا سید جمال گلپایگانی میشود!1
استاد: بله.
ولی بعضیها هستند که با همان کیفیت آنجا را ادامه میدهند یعنی بهخاطر این کربلا نمیروند. این کارها را افراد عادی انجام میدهند اما بزرگان و امثالهم ائمه را برای این چیزها نمیخواهند لذا هر چیز رسید، رسید دیگر! نهاینکه [به زیارت] غیر از امیرالمؤمنین نروند ـ فرقی نمیکند ـ ولی بهخاطر این مسائل جاهای دیگر [نمیروند،] هرچه هست همان نجف است.
امامزادهها هم همینطور هستند چون امامزادهها سعۀ وجودی امام را ندارند لذا زودتر تحت تأثیر زائر واقع میشوند بنابراین زودتر یقۀ خدا را میچسبند که کار او را راه بینداز! ولی امام علیهالسّلام نگه میدارد [و میگوید] برای او خوب است، حالا فعلاً صبر کند خدا بهترش را به او میدهد!
تلمیذ: داستانی ذکر میکنند که بچۀ شخصی میمیرد، در آخر میماند و به سمت حضرت اباالفضل دست دراز میکند و بعد خوب میشود. همسایه در خواب میبیند که حضرت اباالفضل نزد پیغمبر اکرم میرود و پیغمبر میفرمایند که تقدیر این است و حضرت عرض میکند که اگر تقدیر این است و من نمیتوانم از این بچه شفاعت کنم پس عنوان بابالحوائج بودن را از من بردارید! من این حرفها سرم نمیشود!
- . جهت اطلاع بیشتر به مطلع انوار، ج 2، ص 420، تعلیقه رجوع شود.
