اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

42. غرر في الحمل و تقسيمه

جلسه ۱۲۴

توضیحات:

42. غرر في الحمل و تقسيمه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۲۴

8
  • إنْ قُلتَ الهُوهویةُ اِتَّحادٌما فَیَشمُلُ التَّجانسَ و التَّماثلَ و غیرَهما مِن أقسامِ الوَاحدِ الغیرِ الحقیقیِّ فَلِمَ خَصَّصتَها بِالحملِ؟ قُلتُ أوّلاً التَّعارفُ قَد خَصَّصَ الحَملَ بِالإتِّحادِ فی الوجودِ و إلاّ فهو مُساوٍ لِلهُوهویة. و فی النَّظم أیضاً أطْلَقنا جَهَتَیِ الوَحدةِ و التَّکثُّر. و ثَانیاً نَقولُ لَو اتَّبَعْنَا المَشهورَ فَالهوهویةُ هُنا لیسَتْ بِمَعناهَا الأعم.

  • و فیه أیْ فی الحَملِ اعْتَبِرْ جَهَتَیِ الوَحدةِ و التَّکثُّرِ.1

  • ایشان در اینجا یک إن‌قلت اصطلاحی می‌کنند که «اگر بگویی که هوهویت اتحادٌما است نه اتحاد در وجود، شامل تجانس می‌شود» و تجانس اتحادٌما است ولی اتحاد در وجود نیست حمار با فرس اتحاد در وجود ندارند. «شامل تماثل می‌شود» تماثل اتحاد در وجود نیست، زید و عمرو چه ربطی به همدیگر دارند؟! «و شامل غیر از اینها از اقسام واحد غیرحقیقی می‌شود، پس چرا گفته‌اید که هوهویت حمل است؟!» درحالی‌که حمل اتحاد در وجود است؟!

  • «جواب می‌دهم اوّلاً این اصطلاح آقایان است که حمل را برای اتحاد در وجود گفته‌اند» والاّ ما می‌گوییم که حمل اعم از اتحاد در وجود و اتحاد در جنسیت، نوعیت، نسبت و وضع است و ما مضایقه نداریم «والاّ این مساوی با هوهویت است». «و در نظم هم جهت وحدت و تکثر را مطلق گفته‌ایم» و این‌طور نگفته‌ایم: وحدت در وجود و تکثر و اینها، بلکه آنها را به‌طور مطلق ذکر کرده‌ایم.

  • «ثانیاً اگر از مشهور تبعیت کنیم» و بگوییم که برفرض حمل یعنی اتحاد در وجود است، «در اینجا منظور از هوهویت معنای اعم نیست» بلکه همان هوهویت در وجود است باهم در اینجا یکی هستند. آن‌وقت منظور از آن هوهویتی که در اینجا می‌گوییم اتحاد در وجود است.

  • «در حمل دو جهت وحدت و تکثر را لحاظ کن»؛ شما حتی اگر «زیدٌ زیدٌ» هم که می‌گویید یعنی زید همان زید است، یک ‌جهت وحدت دارد و یک ‌جهت تکثر؛ جهت وحدت این است که ذات این زید را که بر این زید حمل کرده‌اید خود همین زید است یعنی وقتی ‌که به زید می‌گویید: «زیدٌ زیدٌ» یعنی زید عبارت است از آن ذات و خصوصیاتی که محمول واقع شده است؛ این جهت وحدتش است. جهت تکثر هم این است که تکثر از نظر غیریت [باشد] یعنی مثلاً دفع توّهم اینکه ما درست می‌گوییم، یعنی زید، منظور خودش است مثلاً اینکه می‌گویم: «جاء زیدٌ»، ممکن است در ذهنتان باشد منظور عمرو که بچۀ زید است باشد. ما در این‌‌صورت زید را یک معنای عامی از خود این شیء خارجی تصور می‌کنیم بعد برای دفع دخل آن شیء خارج از وجود زید، زید دوم را مؤکِّد زید اوّل قرار می‌دهیم. یااینکه فرض کنید بالإجمال و التفصیل باشد؛ می‌گوییم: «الماء آبی است که شما می‌خورید و رفع تشنگی می‌کنید» الآن این «ماء» را که در موضوع قرار دادید و آب را در محمول قرار دادید هر دو یکی است و مفهومشان هم یکی است اما مفهوم اجمال و تفصیل است «ماء» در عربی همان آب در فارسی است همان «سو» در ترکی است اما این اجمال و تفصیل باعث غیریت و اختلاف شده است و این خودش مصحِّح حمل است.

    1. . منظومه، ج 2، ص 391 و 392.
/ 260