
جلسه ۱۲۵
43. غرر في التقابل و أقسامه
جلسه ۱۲۵
توضیحات:
43. غرر في التقابل و أقسامه
جلسه ۱۲۵
14أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحيم
تعریف تقابل
بحث راجع به تقابل است که در منطق هم صحبتش آمده است.
دو شیء متقابل به چیزی گفته میشود که در محل واحد از حیث واحد در زمان واحد قابل اجتماع نباشند و بین اینها هم طبعاً غیریت حاکم باشد. حالا یا هر دو وجودی هستند یااینکه یکی عدمی است و یکی وجودی؛ آنهم که عدمی است یا سلب و ایجاب است یا عدم و ملکه است. خود عدم و ملکه هم یا در یک وقتی است که آن موضوع، قابلیت برای آن شیء ثابت دارد ولکن در یک وقتی فاقد آن است مانند وقتی که انسان بخواهد ریش داشته باشد، نداشته باشد. یااینکه اختصاص به وقت ندارد؛ اگر اختصاص به وقت نداشته باشد یا این است که قابلیت عدم و ملکه در جنس است یا در نوع است که در جنس مثل عِمیٰ برای عقرب مثال میزنند چون جنس حیوان قابلیت اِبصار دارد ولی عقرب ندارد، یا در نوع است مثل اینکه یک نوعی از یک شیئی فاقد آن صفتی است که بقیۀ آن انواع آن صفت را دارند مثل اینکه شخصی نابینا است لکن سایر افراد آن نوعش بینا هستند. این یک بحثی است که خیلی مطلبی هم ندارد و صِرف خواندن متن کفایت میکند. این بحث در منطق هم گفته شده است حالا ایشان در اینجا هم آورده است.
غررٌ فی التقابلِ و أقسامِه:
قَد کَانَ مِن غَیریةٍ تقابلُ *** عَرَّفَه أصحَابنا الأفاضلُ بِمَنعِ جمعٍ فی مَحلٍ قَد ثَبَت *** مِن جَهَةٍ فی زَمَنٍ تَوَحَّدَت إذا تَقابل الوُجودیان *** إنْ عُقِلا مَعاً مُضایفان و دونه ضدان بِالحَقیق صِف *** مَع غایة البعدِ و لا مَعَها أضِفٰ لِشهرةٍ کَأحمرٍ و أقتمٍ *** و إنْ تَقابل الوجودی العدمی فَما اعتبرت فیه قابلیة *** لِما انتفی فَعَدم و قُنیَة فَإن قَبولاً اعتبرت مرسلاً *** فی الوقتِ أو لا نوعاً أو جنساً علا کان حَقیقیاً فَالْحِقْنَ بِه *** مُرُدودة و کَعَمی فی الأکمهِ
