اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

43. غرر في التقابل و أقسامه

جلسه ۱۲۵

توضیحات:

43. غرر في التقابل و أقسامه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۲۵

6
  • حالا صحبت در این است که در «کلُّ شریک الباری ممتنعٌ» ما تقدیر را به چه معنا می‌گیریم؟ تقدیر نه به معنای فردی است که مقدَّرالوجود است بلکه تقدیر در اینجا ممتنع‌الوجود است نه مقدَّرالوجود. قضیۀ تقدیریه به آن قضیه‌ای می‌گویند که فرض تحقّق آن فرد و مصداق در عالم خارج بشود ولی تابه‌حال هنوز مصداق تحقّق پیدا نکرده است. اگر افراد آن کلی در خارج ممتنع‌الوجود باشند دیگر به آن قضیۀ تقدیریه نمی‌گویند. فرض کنید که شما یک قضیۀ تقدیریه بگویید: «هر ذوالأضلاعی که دارای 1260 ضلع است، یک ضلعش این‌طور است و یک ضلعش آن‌طور است، زاویه‌هایش این‌طور است و باید دارای چنین خصوصیاتی باشد» الآن چنین ذوالأضلاعی در خارج نداریم اما می‌شود فرض کرد مثلاً شخصی می‌آید 1260 ضلعی درست می‌کند، این اشکالی ندارد، این قضیۀ تقدیریه می‌شود.

  • قضیه‌ای که افرادش در خارج ممتنع هستند فقط فرض ذهنی دارد. به این دیگر قضیۀ تقدیریه گفته نمی‌شود، تقدیریه در آنجایی است که تحقّق وجودش ممکن باشد ولی هنوز تابه‌حال محقّق نشده باشد و اینها قضایای حقیقیه هستند، بتّیه هستند. چرا؟! به‌جهت اینکه هر قضیه‌ای وجود موضوع و مصداقش متناسب با خودش است بعضی از قضایا اصلاً تحققشان فقط در ظرف ذهن است ولی بعضی از قضایا ظرف تحققشان خارج است وقتی که الآن این قضایا ظرف تحققشان ذهن است این قضیۀ بتّیه می‌شود مثل اینکه من می‌گویم که هرچه را که من تصور کنم از این صور خارج نیست. الآن این قضیه، قضیۀ بتّیه است یا قضیۀ غیر بتّیه؟! قضیۀ بتّیه است. هرچه را که بعداً تصور می‌کنم این غیر بتّیه می‌شود اما اگر بگویم: «هر تصوری که تابه‌حال کرده‌ام» یعنی وجود پیدا کرده است و تصور من دارای این خصوصیات بوده است این قضیۀ بتّیه می‌شود. گرچه فرد خارجی ندارد ولی فرد ذهنی دارد مثل شریک‌الباری که فرد ذهنی دارد و فرد خارجی ندارد. بله! این شریک‌الباری به لحاظ حکایت از خارج حکم امتناع به آن می‌شود ولی به لحاظ فرد وجود ذهنی خودش که دیگر حکم امتناع به آن نمی‌شود و ما آنچه که در قضایای بتّیه و غیر بتّیه می‌خواهیم همین است که مصداق برای این جمله وجود داشته باشد یا نداشته باشد، شما که می‌گویید: «کلُّ شریک الباری فهو ممتنعٌ»، مصادیقش در ذهن شما هست گرچه در خارج نیستند؛ در خارج نیستند و نمی‌توانند در خارج باشند، این دیگر تقدیری نیست.

/ 0