جلسه ۱۲۶
توضیحات:
الفريدة السابعة في العلة و المعلول 44. غرر في التعريف و التقسيم
جلسه ۱۲۶
15آن قضیۀ شفیع و شفیعه از این باب است! زن پیش قاضی رفت و گفت که این شوهر آدم بدی است و امثالذلک! بعد قاضی گفت که شما سیسال باهم زندگی کردید چطور حالا بد شد؟! گفت که تا حالا هم بد بود ولی هروقت که ما دعوا میکردیم بین ما شفیع میآورد! من دیگر نمیخواستم روی او را زمین بیندازم و مسئله حل میشد اما دیگر شفیع را نمیآورد!1 لذا کار مشکل میشود! خلاصه شفیعتان را از دست ندهید خیلی بهدرد میخورد!
تلمیذ: مسئلۀ مجاهده با نفس و بلاها همه حرکت بالقسر است. لامحاله خود نفس از این فشارها و بلاها متأثّر میشود و شکل و صورت دیگری پیدا میکند و بعد آن بلا برایش آسان میشود و شاید بالقسر نشود و بالطبع بشود.
استاد: بله، بالقسر است. اشکال ندارد. عرض کردم که گاهی بالطبع تبدیل به بالقسر میشود و گاهی اوقات بالقسر تبدیل به بالطبع میشود. آن موقعی که بالطبع میشود دیگر برایش فشاری ندارد. اصلاً این ریاضاتی که میگویند انسان انجام بدهد برای چیست؟! مثلاً شخص سخاوت ندارد به او میگویند که فلان کار را انجام بده، روز اوّل خیلی سخت است. روز دوم سخت است ولی کمکم فشارش کمتر میشود تا وقتی که مال دنیا برایش هیچ تفاوتی نمیکند. حالا دیگر بخشش حرکت طبعی میشود.
انفاق موافق با سرشت و خلقت انسان
چون انفاق و بذل و بخشش موافق با سرشت انسان و موافق با خلقت و فطرت انسان است که خدا قرار داده است. ما آمدیم خلاف آن را در خودمان قرار دادهایم لذا انفاق کردن برایمان مشکل و سخت میشود ما باید خودمان را طوری [تربیت] کنیم که همۀ حرکاتمان برطبق فضائل اخلاقی، طبعی باشد نهاینکه قسری باشد. قسری یعنی میگوید: آه! یعنی جانش دارد درمیآید و فشار به خودش میآورد! حالا بعضی خودشان خدایی بالطبع هستند! اینها دیگر خیلی راحت هستند. دیدهاید بعضیها اصلاً نفس ندارند ولی بعضیها ای وای! مانند این سوسمارها و تمساحها میمانند! جانش درمیآید ولی رها نمیکند کینهای که دارد آن چیزی که دارد رها نمیکند حالا چه اینطور باشد چه آنطور بالأخره باید بههرحال به این صورت برگردید چارهای ندارید! کار مسائل جلالیه همین است دیگر!
- . زهر الربیع، ص 8 (با قدری اختلاف).

