جلسه ۱۲۶
توضیحات:
الفريدة السابعة في العلة و المعلول 44. غرر في التعريف و التقسيم
جلسه ۱۲۶
6اقسام فاعل
آن قوه و آن فاعل اقسامی دارند؛ یااینکه آن فاعل در آن فعلی که انجام میدهد اصلاً از خودش شعور و ارادهای ندارد، نه اراده دارد و نه فهم دارد که چه کاری انجام میدهد و مانند ماشین کوکی که وقتی آن را کوک میکنید آن ماشین راه میافتد و میرود. آن چیزی که دارد آن ماشین کوکی را میبرد یک قوهای است که آن قوه عبارت است از نیرویی که در فنر است و آن فنر این ماشین را حرکت میدهد. ما به آن قوۀ فاعلی میگوییم. ما از اوّل فاعل برای آمادهسازی این فنر بودیم و بعد کنار رفتیم یعنی کارمان را انجام دادیم، مأموریتمان را انجام دادیم و کنار رفتیم و یک فاعل در اینجا درست شد که آن فاعل عبارت از آن نیرویی است که در فنر است و آن شروع میکند به ماشین را راه انداختن. مثل اینکه شما چندتا مهره را از اینجا تا آنجا بهطوری بچینید که اگر یکی را زدید، این زدن باعث شود که روی دیگری بیفتد و دیگری روی دیگری بیفتد و تا آخر برود و بیفتد.
وقتی که آقا سید علی کوچک بود مُهرها را از جامهری در مسجد قائم برمیداشت و میآورد و بهردیف همینطوری میبُرد تا تمام مهرهای مسجد را خالی میکرد! یک مسافتی میشد! بعد یکدفعه تلنگری به یکی از آنها میزد، این میخورد به آن و آن میخورد به بعدی و همینطور تا یک مسافت طولانی میرفت.
حالا فاعل در اینها کیست؟! اگر بگوییم که فاعل در همۀ اینها یک نفر است این خلاف است چون او فقط یکی را انداخته است ولی این زدن او انتقال فاعلیت در آن مهر دیگر کرده است و آنهم همینطور. پس فاعل در اینجا یک قوهای مَکْنون و مخفی است که در هر مهری بهواسطۀ ضربۀ قبلی پیدا میشود. آن کسی که ماشین کوکی را برمیدارد و پیچش را میچرخاند، فاعل در پیچاندن این فنری است که در آن است، پس فاعل است و کار را انجام میدهد و کنار میرود حالا میخواهد آن فاعل راه بیفتد. میگوید: من کنار هستم. آن که آن ماشین را حرکت میدهد آن قوایی است که در فنر است. آن قوا برای حرکت فاعل است و این قوهای است که فاقد شعور است، شعور ندارد که دارد چهکار میکند خودش نمیفهمد.

