جلسه ۱۲۶
توضیحات:
الفريدة السابعة في العلة و المعلول 44. غرر في التعريف و التقسيم
جلسه ۱۲۶
7مثال معروفی که میزنند جهاز هاضمه است؛ میگویند: قوایی که در جهاز هاضمۀ انسان هستند فاقد شعور هستند الآن که معده غذا را هضم میکند خودش نمیفهمد چهکار میکند. رودهها که دارند غذا را هضم میکنند و کبد که دارد غذا را تجزیه و تحلیل میکند خودشان نمیفهمند که دارند چهکار میکنند این شُشی که ما داریم، در شبها خودش کار انجام میدهد قلب خودش کار انجام میدهد شش میآید این اکسیژن را میگیرد و به خون میدهد تا سوختوساز بدن مهیا شود. آیا میفهمند که دارند چهکار میکنند؟! نه. البته میدانید که در نفسکشیدن شُش دو حالت دارد: یک حالت اختیاری است که انسان در وقتی که بیدار است این حال را انجام میدهد و یک حالت غیراختیاری است که در وقتی که در خواب است انجام میدهد گرچه در بیداری هم انسان از آن حالت غیراختیاری استفاده میکند بهجهت اینکه در وقتی که انسان نمیفهمد و اصلاً شاعر به نفس زدن نیست این شُش دارد کار میکند. من از اوّل صحبت تا اینجا اصلاً متوجه این نبودم که نفس هم باید بکشم یا شمایی که در اینجا نشستهاید هیچوقت نگفتهاید که من کمی نفس بکشم ولی همین میشود اختیاری؛ یعنی شما همین نفس عمیقی که میکشید این دیگر به اختیار خودتان است. در واقع دو سلسلۀ اعصاب برای شُش هست؛ یک سلسلۀ اختیاری و یک سلسلۀ غیراختیاری. در شبها شما بهطورکلی مشاعرتان را از دست میدهید ـ البته خود بنده هم همینگونه هستم فرقی نمیکند ـ در اینجا آن غیراختیاری راه میافتد و شروع میکند ولی در روز شما با اختیار خودتان نفس میکشید. درست شد؟! درهرصورت این جهاز فاقد شعور هستند.
تعریف فاعل بالطبع
البته میفرمایند که حالا اگر فعل این فاعل ملایم با طبعش است یعنی ملایمت دارد، به این فاعل بالطبع میگویند. افعالی که این جهاز هاضمه انجام میدهند ملازم با طبعشان است یعنی اصلاً خدا اینها را برای این کار خلق کرده است و خلافی انجام نمیدهند. همان روند هضم غذا و امثالذلک اینها موافق با طبع است. اینها فاعل بالطبع هستند.

