جلسه ۱۲۸
توضیحات:
46. غرر في أن جميع أصناف الفاعل الثمانية متحققة في النفس الإنسانية
جلسه ۱۲۸
10بنابراین این مسئلهای که ایشان میفرمایند: این قوا همه قوای جسمانی هستند، خالی از نظر نیست. این به فاعل بالرضا مربوط میشود.
فاعل بالتجلی هم همین است، در بالتجلی نفس هم نسبت به صور و هم نسبت به قوا فاعل بالتجلی است. فاعل بالتجلی این است که عرض شد وقتی نفس علم سابق دارد، فاعل علم سابق بر فعل دارد، نفسِ آن علم سابق بر فعل عین فعل است یعنی وقتی که فاعل علم به فعل پیدا میکند خود آن نفسِ فعل بهعنوان کشف تفصیلی در خارج وجود دارد. این را فاعل بالتجلی میگویند به خلاف فاعل بالعنایه ـ البته در فاعل بالتجلی علم سابق نیست ـ که در فاعل بالعنایه علم سابق است که نفسِ آن علم سابق موجب آن علم خارجی است که گفتیم آن کسی که در بالا ایستاده است وقتی به سقوط علم پیدا میکند این علم به سقوط منجر به سقوط او میشود، فاعل بالتجلی هم معنایش روشن است.
سایر مسائلی هم که ایشان فرمودند قبلاً صحبتش را کردهایم؛ فاعل بالقسر و فاعل بالتّسخیر و ... فرمودند: جهاز هاضمه و امثالذلک که همۀ اینها فاعلها هستند اینها فاعل بالتّسخیر برای نفس هستند حتی خود نفس که قاصد است و در انجام یک فعل قصد میکند با یک بواعثی که آن بواعث فاعل هستند، خود آن نفس فاعل بالتّسخیر برای علل ربوبی است که آنها این نفس را به تسخیر خودشان درمیآورند، مطلب دیگری در اینجا نیست چون قبلاً صحبت شد.
و بالرِضا أو بِالتَّجَلّی إذ ـ تُوقیتّیةٌ ـ فَطَرَ إمّا مبنی لِلفاعلِ أو لِلمفعولِ یَستَعمِلُ النَفس ـ هَذا مُتعلّقٌ بِالفعلین عَلی التَّنازعِ ـ و کَذا القویٰ عَلی أحَدِ الوَجهَیْن تُنْشِی النَّفسُ الصورَ الجزئیةَ العلمیةَ.1
از آنجایی که نفس، فاعل بالرضا و فاعل بالتجلی در وقتی که فعل فطر یا معلوم است و فاعل دارد و یا مجهول بخوان که مفعول دارد و نائب فاعل میشود وقتی که فَطَرَ النفس یا فُطِرَ النفس ...
- . منظومه، ج 2، ص 415.

