جلسه ۱۲۸
توضیحات:
46. غرر في أن جميع أصناف الفاعل الثمانية متحققة في النفس الإنسانية
جلسه ۱۲۸
15«همانطور که حرکت صعودی از طبیعت مقسوره و نزولیه، از طبیعت مُخَلّیٰ است» مثلاً وقتی که شما یک سنگ را میاندازید الآن این حرکت و این قوه در طبع سنگ است ولی حرکتی است که بر غیر وفق طبع این حجر انجام میشود چون اگر این حرکت در طبع سنگ نباشد وقتی که از دست شما رها میشود، باید در همانجا بیفتند، بالأخره قطع میشود. وقتی که شما سنگ را میاندازید اگر این حرکت استدامتاً مستند به شما باشد، تا از دست شما جدا میشود دیگر ارتباطی با شما ندارد باید همانجا به زمین بیفتد درحالیکه میبینیم راه خود را میرود.
پس معلوم میشود که این حرکت در طبیعت سنگ است و این قوه در طبیعت سنگ نهفته است ولی الآن طبیعت سنگ را بر این حرکت مقسور کرده است ولی طبیعت سنگ باید بهسمت نزول میل داشته باشد. حالا این حرکت از کجا آمده است؟ از حرکت ما آمده است. این حرکت دست ما داخل در طبیعت سنگ شده است و این را میبرد. تا وقتی که کشش داشته باشد این طبیعت سنگ را در قسر خودش قرار میدهد، وقتی که تمام شد طبیعت سنگ روی آن سیر طبیعی و فاعلیت طبیعی خودش شروع به افتادن میکند، همانطوریکه حرکت صعودی از طبیعت مقسوره است و حرکت نزولی باید از طبیعت «مُخَلّیٰ» باشد؛ «مُخَلّیٰ» یعنی خالی از آن طبیعت یا «مخلاة» یعنی رهاشده. «فاعل بالجبر مانند این است که از نفس خیّر یک شری حاصل شود مثلاً یتیم را لطمه بزند»؛ مجبور شده است و خودش اراده نداشته است؛ یک آدم خیّری را مجبور میکنند که به یک یتیم لطمه بزند، این را فاعل بالجبر میگویند.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

