جلسه ۱۳۲
توضیحات:
48. غرر في دفع شكوك عن الغاية
جلسه ۱۳۲
6تلمیذ: در بیداری هم همینطور است.
استاد: در بیداری هم همینطور است. البته در بیداری گاهی اوقات انسان تنفسی که انجام میدهد از روی قصد است یعنی متوجه تنفس هست. منظور همان حرکت تنفسی است که مقتضای طبع است یعنی وقتی که الآن من نفس میکشم یا در هوای آزاد استنشاق میکنم، این مطابق با طبع من است و مخالفت با طبع انجام نمیدهم. بله، درصورتیکه تنفس غیراختیاری باشد شوقیه اصلاً معنا ندارد. در مثالهایی که میزنیم، قبلاً باید تخیلی وجود داشته باشد. البته در اینها یک مطلب دیگری راجع به تخیل هست که اشکالی هم دارد حالا بعداً ایشان بیان میکنند که آیا علم به تخیل هم لازم است یا لازم نیست؟ ایشان میفرمایند که لازم نیست ولی جای صحبت دارد.
إذا عَلِمتَ هَذه فَاعلَمْ أنَّ کلَ المَّبادیِّ الثَّلاثةِ فی الجَمیعُ أی جَمیعُ الصور تَکتَسِی غایتَها أما غایةُ العاملةِ فَمُنتهَی الحرکةِ عَلی کُلِّ حالٍ و أما غایةُ الشَّوقیةِ و التخیلِ فَاللذیذُ الخیالی و الخیرُ الحَیوانی فإنَّ کلَ فعلٍ نفسانیٍ فَلِشَّوقٍ مَا و تَخیلٍ ما إلا أنَّ ذلکَ التخیلِ ربَّما کان غَیرُ ثَابتٍ بَلْ سَریعُ البُطلانِ أو کَان ثَابتاً و لکن لَمْ یَشعُر بِه لِأنَّ التَّخیلَ غَیرُ الشُّعورِ بِالتَّخیل.1
غایت قوۀ عاقله و شوقیه
«وقتی که این را دانستی، پس بدان که تمام این مبادی غایت خودشان را میپوشند؛ غایت قوۀ عامله همان منتهیٰالیه حرکت است؛ نهایت حرکت است و غایت شوقیه و تخیل عبارت است از لذات خیالی و لذات نفسانی و آن امور خیری که به خود حیوانیت انسان تعلّق میگیرند» نه به جنبه انسانیت که تفکر و امثالذلک باشد. چون ما در اموری که مربوط به حیوانات هستند با حیوانات شریک هستیم؛ مانند لذات جنسی، شهوی، قوه، محبت، غضب و امثالذلک که فقط صورتش فرق میکند ولی حیوانات هم در این قضیه مثل ما هستند. حالا شما چلوکباب میخورید و خوشتان میآید، آنها کاه و یونجه میخورند ولی از نظر التذاذ شهوی هیچ فرقی نمیکند چهبسا آنها از این جهت که فقط توجه به عالم حیوانیت دارند شاید کیفشان از ما بیشتر هم باشد!
- . منظومه، ج 2، ص 426 و 427.

