جلسه ۱۳۸
توضیحات:
51. غرر في أحكام مشتركة بين العلل الأربع 52. غرر في بعض أحكام العلة الجسمانية
جلسه ۱۳۸
10«اشتراط وضع هم سهل النیل است و خیلی کاری ندارد بعد از اینکه تصور کردیم احتیاج قوه به ماده در وجود، احتیاج قوه را به ماده در ایجاد لازم میگیرد چون ایجاد فعل است و فعل متفرّع بر وجود است تا وجود نباشد ایجاد نیست احتیاج به ماده در ایجاد است تااینکه بهواسطۀ این ماده برای قوه یک وضعی با منفعلش پیدا شود والاّ اصلاً این قوه در وجود نیازی به ماده نداشت وقتی که در ایجاد که فعل است نیاز به ماده نداشت پس در وجود هم محتاج ماده نیست» چون وقتی که شما فرع را میاندازید اصل هم ازبین میرود؛ دیگر نمیشود فرع باشد و اصل نباشد پس اگر در فعل نیاز به ماده ندارید پس در اصل وجود هم به این ماده نیاز ندارید درحالیکه ما گفتیم: قوه در وجود به ماده محتاج است «چون کسی که در فعل بینیاز است معلوم میشود که در ذات هم بینیاز است» و فقط خدای متعال است که در فعل بینیاز است و در ذات هم بینیاز است و ما هم در ذات محتاج هستیم و هم در فعل محتاج هستیم «پس لازم است که این قوه از مفارقات باشد» درحالیکه ما فرض کردیم این علل، علل جسمانی هستند. «این خلاف است». «نفسِ تصور اینکه این قوه جسمانی است و قوۀ مادی و دارای ماده است میرساند که باید شرایطی باشد تا این بتواند تأثیر کند» چون فعل نمیتواند جدای از ماده باشد پس در هرجایی که ماده هست فعل میتواند تأثیر کند و چون ماده شرایط برای تأثیر را نیاز دارد پس فعلی هم که میخواهد از این ماده سر بزند نیاز دارد به اینکه شرایط، محاذات، وضع و امثالذلک برایش آماده باشد والاّ ماده نمیتواند به شیء دیگر تسرّی کند و خودش را بهجای دیگر برساند.
این بحث هم تمام شد و بحث بعدی دربارۀ احکام مشترکه بین علل است که این بحث را هم میخوانیم البته این از بحثهای قبلی مهمتر است. آنوقت بهطورکلی راجع به خود مسئلۀ علیت صحبتی داریم که إنشاءالله بعد از تمام شدن [مطرح خواهیم کرد]. خیال میکنم تا الهیات بالمعنی الأخص میرسیم و از آن به بعد مثل اینکه میماند.

