جلسه ۱۴۰
توضیحات:
53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول
جلسه ۱۴۰
10... لِما ذَکَرنا مِن اشتراطِ الخُصوصیةِ الخاصةِ فی العلیةِ. فإذا کانَ المعلولُ المُعیّن مُستدعیاً لِخُصوصیةٍ بِعینها فَهِی القَدرُ المُشترکِ فی العِلَلِ فَکَانَت واحدة.1
چون ما خصوصیت خاصهای را در علت شرط کردیم که آن خصوصیت خاصه معلول خاص را بهوجود میآورد، وقتی که معلول معیّن خصوصیتی را بعینها استدعا میکند، آن در علل، قدر مشترک هستند پس آنها واحد هستند.
پس آن خصوصیت باعث معلول میشود و همان خصوصیت باعث یک معلول دیگر میشود البته نه همان خصوصیت بلکه خصوصیتی که آن خصوصیت از آن معلول تراوش پیدا میکند و بهوجود میآید.
و مِنها قَولُنا بَینهما تَضایفٌ و هو ظاهرٌ.2
یکی دیگر از آن احکام این است که بین علت و معلول تضایف است، اینهم ظاهر است.
در واقع تا این نباشد او نیست و تا او نباشد این نیست؛ بینشان تضایف است یعنی تصور هرکدام تصور دیگری را استدعا میکند و وجود هرکدام وجود دیگری را استدعا میکند.
و مِنها أنَّه یُبطِل ضَرورةً دوراً فی العِلیةِ و المَعلولیةِ. فَلا حَاجةَ إلی البُرهانِ.3
یکی دیگر از آن احکام این است که این ضرورتاً دور را در علل باطل میکند دیگر ما نیاز به برهان نداریم.
نهاینکه معلول احتیاج به علت دارد و علت احتیاج به معلول دارد نهخیر، این دور است و در علّیت و معلولیت دیگر دوری وجود ندارد. یکی از آنها تسلسل است که بماند.
تلمیذ: ...
استاد: یکی نفس یکی هم احتیاج؛ فرض کنید که اگر جایی درست شود مثلاً دولت بگوید: ـ مگر این آقایان چقدر میدهند؟ ماهی هزار تومان ـ اگر هر طلبهای از این آقایان [شهریه] نگیرد من به او دو هزار تومان میدهم. هیچ طلبهای اینجا نمیماند! اگر مخفیانه هم باشد ما رفتیم ... تمام شد! درِ خانههای آقایان همه تخته میشود! آنوقت وقتی که شهریه ندهند کسی درسشان هم نمیرود! خانهشان هم دیگر نمیروند! همه چیز بر این مسئله مترتّب است؛ بیا و برو و اندرونی و بیرونی و همه تخته میشود! اگر به همانهایی هم که دوروبر او هستند و میگویند: نحن أبناء الدلیل بگویند: اگر اینجا بیایی یا فلانجا بروی آنقدر به تو میدهیم او باید در اندرونی برود دیگر بیرونی نیاید!!
- . منظومه، ج 2، ص 449.
- . همان.
- . همان.

