جلسه ۱۴۰
توضیحات:
53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول
جلسه ۱۴۰
2أعوذُ بِالله مِن الشَّیطانِ الرَّجیم
بسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
صحبت در این بود که هر علتی یک معلول واحدی را میطلبد و دو معلول نمیتوانند از یک علت در عرض هم بهوجود بیایند بنابراین این تکثراتی که ما در معلولات میبینیم باید نتیجۀ علل متعدده باشند و چون علل متعدده هستند لذا معلولشان هم متعدد خواهد بود و مسئله در سلسلۀ عرضیۀ علّیت روشن است بهجهت اینکه وقتی نگاه میکنیم میبینیم وقتی عاملی علت برای معلولی میشود قطعاً شرایطی جمع شدهاند که آن عامل توانسته به مرحلۀ عمل برسد پس قطعاً آن شرایط نمیتوانند معلول دیگری را بهوجود بیاورند و شرایط دیگری را لازم دارد و مثال زدیم که برای حرکت انسان از یک نقطه به نقطۀ دیگر سلسلۀ علل و شرایطی لازم است تااینکه این قوۀ منتشرۀ در عضلات بتواند انسان را حرکت بدهد و هر قدمی را که انسان برمیدارد معلول آن قوایی است که در عضلات منتشر و منبسط هستند. طبیعتاً قدمِ بعد، معلول قوۀ دیگری است و قدم سوم معلول قوۀ ثالثهای است و هَلُمَّ جَرَّا بهنحویکه اگر آن قوا تمام شوند انسان از حرکت باز میماند و این مسئله در تمام سلسلۀ علّیت و معلولیت وجود دارد که از هر شیء واحدی یک علت واحد میتواند تراوش پیدا کند نه دو علت.
وقتی اینطور شد آنوقت چطور ممکن است که علت در سلسلۀ طولیه با وجود این تکثرات که تمام اینها منتسب به مبدأالمبادی هستند واحد باشد؟! چه جوابی باید بدهیم؟! وقتی که مبدأالمبادی واحد است این تکثرات از کجا پیدا شدهاند؟! شما در هرجا که دست بگذارید و از هر نقطه بخواهید شروع کنید در آن نقطه میبینید که معلولهای متعددهای هستند پس این تکثر؛ تکثر در علّیت از کجا پیدا میشود؟! شما عالم ارض را دارای علت و معلولهای متعدد میبینید؛ در سلسلۀ طولیه وجودات منفصله و عقول منفصله و انوار مستقله هرکدام یک معلول برای علت خودشان هستند. تمام اینها و عوالم مجرده معلول هستند و اینها هرکدام از نقطهنظر سنخیت وجودی با دیگری تفاوت دارند و هرکدام از اینها منتسب به یک علت مافوق خودشان هستند تا میرسد منبابمثال به مقام عقل و بعد هم مشیت و اینها که دیگر در آنجا واحد میشود. پس چطور اینها باعث تکثر شدند و این تکثر از کجا بهوجود آمد؟! اگر بگوییم که هر علتی یک معلول دارد پس در عالم از نقطهنظر سلسلۀ طولیه باید یک علت، علت دیگری را تعقیب کند و او هم همینطور تا به اینجا برسد، نه در عرضِ هم، این سلسلۀ عرضیه از کجا بهوجود آمد؟! در سلسلۀ طولیه مسئله حل است؛ فرض کنید مبدأالمبادی در مقام اراده تنازل پیدا میکند، اراده در مقام واحدیت و همینطور فرض کنید که یک معلول از واحدیت تراوش پیدا میکند اما اینکه اینهمه معلولها در عرض هم بودند این معلولهای در عرض هم از کجا آمدند؟! آیا این با آن مطلب ما که هر علتی یک معلول را اقتضاء میکند، منافات ندارد؟! اینها را چطور باید جواب داد؟! فعلاً روی این اشکال مطالعه شود تااینکه وقتی بحث علّیت را تمام کردیم آنوقت این مسئله را در آنجا مطرح میکنیم.

