جلسه ۱۴۰
توضیحات:
53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول
جلسه ۱۴۰
6عالم امر و حقیقت امر یک شیء بیشتر نیست و همین آیه دلالت بر وحدت حقیقت وجود میکند؛ وقتی که میگوییم: امر ما واحد است یعنی حقیقت همۀ اشیاء واحد است و آن مسئلۀ امر است نهاینکه گفتنِ ما واحد باشد [گفتن واحد نیست] یعنی امروز میگوییم که انجام بده فردا میگوییم که انجام نده پسفردا میگوییم که فلان، این اصلاً معنای آیه نیست. ﴿أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ﴾ یعنی همان حقیقت وجود فقط واحد است حالا این حقیقت وجود چطور تکثر پیدا میکند برای بعد بماند.
و ذلک الأمرُ هو الوجودُ المنبسطُ الذی لا تَتَکَثَّر إلاّ بِتَکَثُّر المُوضوعاتِ. و معلومٌ أنَّه کَلمةٌ مُحتویةٌ عَلی کُلِّ الکَلماتِ و صُدورَه صُدورِ کُلِّ الوجوداتِ.1
این همان وجود منبسطی است که تکثر ندارد مگر به تکثر موضوعات. این موجودات ظهور همان وجود هستند که آن وجود امر واحد میشود و آن امر واحد کلمة الله است چون همۀ کلمات را دارد و صدورش صدور همۀ وجودات است.
«... إلاّ بِتَکَثُّر المُوضوعاتِ» نهاینکه واقعیتش تکثر داشته باشد بلکه موضوعات تکثر دارند حبابها و متعلقات و تعیّنها تکثر دارند ولی حقیقتش واحد است. فرض کنید مثل لیوان و پارچ نیست که حقیقتهایشان تفاوت داشته باشد و هرکدام یک حقیقت داشته باشند بلکه یک حقیقت واحد است مثل آب میماند که ظهورات این آب تفاوت پیدا میکند که ما به آن موضوعات میگوییم؛ موضوعات یعنی موجود؛ موجودات تکثر دارند نه وجود.
و لَو کانَ المرادُ العقلَ فَالعَقلُ أیضاً مُشتملٌ عَلی کُلِّ العُقولِ بَل کُل الفعلیات. و لِذا قالوا فی التَّحقیقِ لَا مُؤثِّر فی الوُجودِ إلاّ الله.2
«اگر شما ﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ﴾ را عقل بگیرید یعنی عالم عقل بگیرید، آن عقل منفصل مشتمل بر همۀ عقول است بلکه بر همۀ فعلیات اجتماع دارد» یعنی تمام عقول منطوی در او هستند و جدا و مستقل از این نیستند بلکه همۀ اینها داخل در همین عقل منفصل هستند. «و لذا در تحقیق گفتهاند که واقعاً حقیقت این است که مؤثری در وجود جز خدا نیست»؛ همان وجود منبسط است که تأثیر در وجود دارد و وجود از او جدا نیست.
- . منظومه، ج 2، ص 448.
- . همان.

