اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول

جلسه ۱۴۴

توضیحات:

53. غرر في أحكام مشتركة بين العلة و المعلول

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۴۴

6
  • حالا خوب است که آدم همان یک بُعدی باشد و در هر زمانی همان‌طور باشد و این‌گونه افراد هیچ‌وقت موفق نمی‌شوند؛ بیچاره آقای حائری آمد، دادوبیداد [کرد ولی] او را زدند و انداختند و رفت! قلبش سکته کرد و مُرد. هر کسی بخواهد حرف بزند باید کنار برود و نایستد، باید ده‌بُعدی‌ باشی! حالا نظر بنده از ایشان بالاتر است! ده‌بعدی که شدی همیشه موفق هستی و بیاوبرو داری الحمدلله که جای شما در اعلیٰ علیّین است!

  • حالا این وجود مبارک از ده‌بعدی هم بالاتر است، میلیاردها بُعدی است! بااینکه مجرد آن را هر شکلی کنید درمی‌آید یعنی هیچ‌گونه تقییدی در این وجود مطلق نیست ولی همین وجود مطلق با وجود اینکه از هر حد و رسمی مطلق است اما می‌تواند خودش را به حد دربیاورد، به شکل دربیاورد، مبهم کند، مطلق کند، جامع کند، متفرد کند، صورت غیر ماده داشته باشد، ماده داشته باشد تا به ماده برسد و ماده هم تفاوت داشته باشد؛ مادۀ ثقیل داشته باشد، مادۀ خفیف داشته باشد، تمام اینها از خصوصیات این وجود منبسط است؛ این وجود منبسط‌ خودش را ترش می‌کند، شیرین می‌کند، تلخ می‌کند، بی‌مزه می‌کند، شور می‌کند، پررنگ می‌کند، قرمز می‌کند، آبی می‌کند، سفید می‌کند، بنفش می‌کند، سبز می‌کند، بی‌رنگ می‌کند، دوباره به سنگ برمی‌گردد، سنگ می‌کند، دوباره نرم می‌شود خاک می‌کند، تبدیل به آب می‌کند، تبدیل به آهن می‌کند، آهن دوباره تبدیل می‌شود و ... .

  • تمام این عالم را که می‌بینید، می‌بینید که [دائماً] خودش را تغییر می‌دهد. می‌دانید به چه کسی بوقَلْمون صفت می‌گویند؟ ـ نه بوقَلَمون ـ بوقلمون حیوانی است که خودش را با شرایط زیست تطبیق می‌دهد، [وقتی] روی درخت است برای اینکه شکار نشود رنگش رنگ درخت می‌شود، داخل نیزار می‌رود رنگش زرد می‌شود، روی زمین می‌رود رنگش خاکستری می‌شود، بوقلمون است دیگر!

  • باد در سایۀ درختانش***گسترانیده فرش بوقلمون1
  • در واقع حِرباء2 همان حیوانی است که خودش را به هر شکلی درمی‌آورد، چشمش هر رنگی را ببیند فوراً ماده‌ای در بدنش شروع به تحریک شدن می‌کند و آن ماده روی پوست آن را می‌گیرد و رنگ آن را تبدیل به رنگ محیط می‌کند مثلاً سبز می‌شود، روی چمن برود سبز است، وقتی بیرون می‌آید سفید می‌شود، این خاصیت این حیوان است.

    1. . گلستان سعدی، دیباچه.
    2. . لغت‌نامه دهخدا: حرباء. حربایه. سمندر. آفتاب گردک. آفتاب پرست. ابوقلمون. ابوحذر. بوقلمون.
/