
جلسه ۱۴۹
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۹
توضیحات:
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۹
16بله، وقتی که خواستیم شعر یا مطلبی را حفظ کنیم و ناتوان شدیم آنوقت این در ذهن ما پیدا میشود که حافظهای که من دارم مثل اینکه ـ حافظهام ـ ناقص است، این مرحلۀ بعد میشود، این را علم به علم میگویند یعنی یک تصور مجدد از آن مکنونات و از آن صفات و از آن غرایز است، اینها را علم به علم میگویند. اوّلی را علم نمیگویند؛ اوّلی علم تنها است.
وَ الثانی أیِ الحضوری تَعریفُه حضورُ الشیءِ نَفسِه لَه أی لِلشیء. وَ لِهذا قالوا العلمُ الحضوری هُوَ العِلمُ الذی هو عینُ المعلومِ الخارجی.1
علم حضوری یعنی خود شیء پیش خودش حاضر باشد یعنی خودش برای خودش حاضر باشد، و به همین خاطر گفتند که علم حضوری آن علمی است که عین معلوم خارجی است بلکه اصلاً تفاوتی ندارد عین معلوم است، نهاینکه علم به عین است.
و العِلمُ تَفصیلیٌ أو إجمالیٌ. فَالأوّلُ هُو العِلمُ بِالأشیاءِ المُتعددةِ بِصورٍ متمایزةٍ مُنفَصلاً بَعضُها عَن بَعض. وَ الثانی أن یُعلَمَ تَلکَ الأشیاء بِصورةٍ واحِدةٍ لَم یَنفَصِل بَعضُها عَن بَعض. فَإذا سُئِلتَ عَن عِدَّةِ مسائلَ أحکَمتَها مِن قَبل فَإنَّکَ تَجِدُ جوابَ الکُلِّ حاضراً لٰکِنَّه حالةً بسیطةً هِی خَلّاقةٌ لِلتَفاصیلِ.2
یکی از ابحاث این است که علم یا تفصیلی است یا اجمالی است؛ حالا علم دو نوع است: اوّلی مثل علم به اشیاء متعدده به صور متمایز است که بعضی از بعضی دیگر متمایز [و جدا] است. دوم اینکه آن اشیاء را به صورت واحد بدانیم که بعضی از آن از بعضی جدا نباشد. اگر از بعضی مسائل از شما سؤال شد که قبلاً اینها را میدانستید جواب همه را میبینید ولی این یک حالت بسیطه است که آن حالت تفاصیل را خلق میکند و جداجدا میکند.
فَهذا العِلمُ الواحدُ البسیطُ بِالأجوبةِ إجمالیٌ. و إذا شَرَعتَ فِی التَفصیلِ مُتَرِتباً مُتعاقباً فَإنَّکَ أحضَرتَ الأجوَبةَ فی ذِهنِکَ بِصُورٍ مُتِعددةٍ فَهذا هُو العلمُ التفصیلیُّ.3
و این علم واحد بسیط به اجوبه علم اجمالی است. حالا اگر در تفصیل شروع کردید و اینها را یکییکی آوردید شما جوابها را در ذهنتان به صور متعدده حاضر کردهاید، این را علم تفصیلی میگویند.
- . منظومه، ج 2، ص 488.
- . منظومه، ج 2، ص 488 و 489.
- . منظومه، ج 2، ص 389.
