
جلسه ۱۴۹
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۹
توضیحات:
56. غرر في العلم
جلسه ۱۴۹
4بعد ایشان میفرمایند: وقتی که نفس ما ظرف است و آن صور حالّ است، درعینحال علم نفس به آن صور حضوری است نه حصولی، چون [آن] را پیش خودش حاضر میبیند نهاینکه حصولی بیاید و برود، [چون] حاضر میبیند به طریق أولیٰ اگر ما نفس را فاعل و خالق و صانع بگیریم و مُبدئ بگیریم همۀ آن صور هم صور حضوری میشوند و دیگر حصولی نیستند. «بنا بر اینکه علم نفس به این صور بهواسطۀ انشاء و ایجاد و فعالیت نفس است.»
و إنْ کانَت تَشبیهیةً کَانَ المرادُ تَشبیهَ الفِعلِ بِالقَبولِ بناءً عَلَی الحُلولِ ... .1
و اگر کاف تشبیهی باشد یعنی شبیه به آن صور تشبیه بگیرید مراد تشبیه، فعل نفس به قبول است که این صور را قبول کرده است. بنا بر اینکه این صورها مخلوق نفس نیستند بلکه حالّ هستند و در نفس داخل شدهاند.
یعنی آن عقول فعاله و نفس کلی و آن عقل بسیط باعث انشائات و ابداعات این خیالیات و صور مجرده و این صور خیالیه و امثالذلک میشود که یکی صور خیالیه است و صور دیگر هم داریم و همانطوریکه خدمتتان عرض کردیم این صور از مرحلۀ وهم به خیال و به عقل و تجرد تام میرسد، اینها مراتب تجردی صُور هستند.
شرح فقرۀ «اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ مِن بَهاَّئِکَ بِاَبهاهُ»
و انسان به هر مرتبهای که برسد آن صورتی را که ادراک میکند تجردش بیشتر میشود تا جایی که دیگر شکل ندارد، وقتی که شکل دارد، امتیاز دارد بعد به جایی میرسد که حتی امتیازش را هم ازدست میدهد و لا یَبقی إلاّ علمٌ واحد و إلاّ نورٌ واحد و إلاّ بهاءٌ و بهجةٌ واحدة، این آخرین مرحلۀ آن است که «اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ مِن بَهاَّئِکَ بِاَبهاهُ و کُلُّ بَهاَّئِکَ بَهیُّ»2 یعنی آن نشأت گرفتۀ جمیع تعیّنات در عالم و همۀ نشئات و منشأ آن عبارت از نور مطلق و علم مطلق است که از آن تعبیر به اراده میشود و تعبیر به بهاء کلی و بهاء محیط و بهاء فعال میشود که تمام این صفات و اسماء از آن تراوش پیدا میکنند و مظاهر برای آن هستند.
- . منظومه، ج 2، ص 488.
- . إقبال الأعمال، ج ۱، أبواب أحكام شهر رمضان، دعاء آخر في السحر، ص ۷6.
