
جلسه ۱۵۰
57. غرر في الأعراض النسبية فمنها الأين و المتى
جلسه ۱۵۰
توضیحات:
57. غرر في الأعراض النسبية فمنها الأين و المتى
جلسه ۱۵۰
11و منها ما هی مُتِشابِهةُ الأطرافِ کَالإخوَةِ و الأُخوَّةِ و القِرَبِ و القُرْب.1
حالا این مضاف یااینکه با همدیگر مختلف هستند یااینکه مثل هم هستند. یکی از اقسام اضافه آن است که مختلفة الأطراف هستند مثل أبوّت و بنوّت؛ یکی پدر است یکی بچه است و علّیت و معلولیت.
و یکی از آنها آن است که متشابة الأطراف هستند مثل إخوت و أخوّت و قِرَب و قُرب؛ قِرَب جمع قریب است و خود قُرب که جنبۀ اضافه در اینجا هست.
اینها متشابة الأطراف هستند؛ انتساب نسبت برادر با برادر فرقی نمیکند و هر دو برادر باهم یکسان هستند ولی اَب و ابن باهم تفاوت دارند.
و یَعرِضُ المضافُ الجمیعَ أی جمیعَ الأشیاء فَلا شیءٌ خالیاً عَن إضافةِ بَل إضافاتُ و لا أقَلَّ مِن علیةٍ أو معلولیةٍ و مِن مخالفةٍ أو مُماثلةٍ أو مُقابلةٍ حَتی الأولا تَعالیٰ شَأنه إذ لَه صفاتٌ إضافیةٌ کَالخالقیةِ و المُبدئیةِ و الرَّازقیةِ و أمثالُها أی هذه المفاهیمُ العنوانیةُ.2
«مضاف بر همۀ اشیاء عارض میشود»، این جهت اضافه عارض میشود. خلاصه اضافه عرضی است که به همه پیدا میشود «هیچ شیئی خالی از اضافه بلکه از اضافات نیست». شما به هر چه نگاه کنید صد میلیون اضافه میتوانید برای آن قرار دهید. «لااقل از علّیت یا معلولیت»؛ بالأخره یکی به نسبت دیگری علت است یا معلول است. «این مخالف این است پس آن هم مخالف این است این مثل این است آن هم مثل این است یا این مقابل آن است آن هم مقابل این است. بالأخره این اضافه در همۀ اشیاء عارض میشود حتی خداوند متعال هم اضافه دارد؛ خداوند صفات اضافیه دارد مثل خالقیت، مبدئیت، رازقیت، قادریت و امثالذلک» که تا طرف مقابل نباشد اینطرف هم تحقق پیدا نمیکند مثلاً هر خالقیتی مخلوقیتی را میخواهد، هر رازقیتی مرزوقیتی را میخواهد و امثالذلک. «این مفاهیم عنوانی هستند» یعنی افراد معنون بهعنوان خلق و مخلوقیت میشوند و امثالذلک.
- . همان.
- . منظومه، ج 2، ص 495 و 496.
