
جلسه ۱۵۰
57. غرر في الأعراض النسبية فمنها الأين و المتى
جلسه ۱۵۰
توضیحات:
57. غرر في الأعراض النسبية فمنها الأين و المتى
جلسه ۱۵۰
7دیگر اینها باید وجدانی باشد! شخصی زن گرفته بود یک روز به خانهاش رفتیم ـ یک مدت هم گذشته بود تازه به هوس افتاده بود! ـ دیدیم یک کتاب به این ضخامت در کتابخانهاش هست! کتاب را آوردیم دیدیم که بهبه! گفتیم: خانهات آباد، فلانی این چیست؟! گفت: والله ما یک مدتی کار کردیم، خسته شدیم، گفتیم: برویم ببینیم که روشهای دیگرش هم میشود یا نه؟! آمدیم یک کتاب به این ضخامت گرفتیم! جدی میگویم! هفتصد هشتصد صفحه بود! گفتم که به چه درد تو میخورد؟! گفت که بخوان ببین به چه درد میخورد! ما هم که اصلاً ...!
خلاصه چند سال بعد از او پرسیدم ـ حالا مشهد هست ـ عمل کردی؟! گفت که به تمام صفحاتش عمل کردم! گفت: ما مِن مطلبٍ إلاّ قرأتُه و عَمِلتُ بِه!
«[بحث] در نسبت اجزاء با خارج است، حالا میخواهد در داخل این شیء باشد و یا در خارج این شیء باشد مثل قیام و قعود و استلقا یعنی به پشت خوابیدن و انبطاح یعنی به رو خوابیدن و نوع دیگر خوابیدن.»
فَالقیامُ مَثلاً هیئةٌ فِی الإنسانِ بِحسبِ نِسبتِهِ فِیما بَینَ أجزائِهِ و بِحسبِ کونِ رأسِهِ مِن فوقٍ و رجله مِن تحتٍ. ثُمَّ الوضعُ لِلکونِ أی لِکونِ الشَّیء.
بِالحسِّ مشاراً إلیهِ قَد یَجی. فَالنُقطَةُ ذاتُ وضعٍ بِهذا المَعنیٰ دُونَ الوحدة.1
«[مثلاً قیام هیئتی در انسان] بهحسب نسبتی است که بین اجزاء دارد و برحسب اینکه رأس آن فوق است و رِجلش تحت است که با خارج دارد.» ایشان میگوید که معنای دیگری که برای وضع هست این است که دیگر عرض نیست بلکه این به معنای اصطلاحی است به هر چیزی که قابل اشارۀ حسی باشد وضع میگویند. میگویند: این را برای این وضع کن یعنی قرار بده، این معنای اصطلاحی [است که] ایشان میگویند، «به بودن شیء بهنحویکه با حس اشاره شود وضع گفته میشود. پس دراینصورت نقطه دارای وضع است چون نقطه موضوع است ولی وحدت موضوع نیست چون قابل اشاره هم نیست بلکه یک امر انتزاعی است». اینهم یک اصطلاحی بود که در آخر برای وضع ذکر کردند. وضع عبارت از هر چیزی که برای شیئی قرار بدهند. این موضوع است یعنی قابل اشاره است و هر چیزی که موضوع باشد و قراردادی باشد میگویند که این وضع است.
- . منظومه، ج 2، ص 492 و 493.
