جلسه ۱۵۶
توضیحات:
60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها
جلسه ۱۵۶
15«این اشیاء مستحق حمل شیئیت برای ذات خودشان هستند» لذا میتوانیم بگوییم: الکتابُ شیءٌ، القرطاس شیءٌ، الإنسان شیءٌ که شما این شیئیت را از حاق و ذات اینها انتزاع میکنید نهاینکه یک عرضی باشد که عروضش به این قرطاس احتیاج به علت داشته باشد بلکه قرطاس که هست شیئیت هم با او هست ولی ابیض اینطور نیست؛ اگر قرطاس هست ممکن است ابیض نباشد و ابیض نیاز به علت داشته باشد.
و لِهذا جَمَعَ فی کلامِهِ بینَ العرضیةِ و بینَ الذاتیة حیثُ قالَ کلُّ منهُما واجبُ الوجود بِذاتِه [[فَالمرادُ بِالعَرَضیةِ ما عَرَفتْ و بِالذَّاتیةِ الذَّاتی فی بابِ البرهانِ لا الذَّاتی فی بَابِ إیساغوجی فَدع هَذا و ادْفَع الشُّبهةَ]] ... .1
«این آقا بهخاطر اینکه از اشکال فرار کند در کلامش در مفهوم واجبالوجود بین عرضیت و ذاتیت جمع کرده است»؛ عرضیت گرفته است و ذاتی نگرفته تااینکه ترکّب لازم نیاید. عرضی گرفته تااینکه خارج محمول باشد نهاینکه محمول بالضمیمه باشد. هردو را درنظر گرفته است. «گفته است هر کدام از این دو واجبالوجود بالذات هستند، [پس مقصود از عرضيت همان است كه دانسته شد و از ذاتيت، ذاتى در باب برهان بوده نه ذاتى در باب ايساغوجى پس ذاتى باب ايساغوجى را ترك كن و احتمالش را مده]» .
أللهم صل علی محمد و آل محمد
- . منظومه، ج 3، ص 518.

