جلسه ۱۵۶
توضیحات:
60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها
جلسه ۱۵۶
3پس در رد توحید إلٰه عالم الآن هیچ جوابی برای این مسئله نیست که چه اشکال دارد دو وجودی در خارج باشند به تمام معنی الکلمه جدای از هم و هیچ ربطی بههم نداشته باشند؛ نه در جنسیتشان و نه در فصلیتشان و حتی در اتصافشان به آن عرض حتی عرض هم محمول بالضمیمه نیست تااینکه در آنجا نیاز به علت داشته باشد بلکه آن عرض خارج محمول است؛ زوجیت برای اربعه نیاز به علت ندارد یعنی بهصرف تحقق اربعه زوجیت هم متحقق است ولی اتصاف قرطاس به ابیض علت میخواهد چون قرطاس نسبت به ابیض علیالسّوا است یعنی میشود که ابیض باشد و میشود که اسود باشد، اینکه ابیض شد و اسود نشد یعنی یک دلیل و علتی آمد و این را ابیض کرد. ما میگوییم که مفهوم واجبالوجود هم برای این ذات از قبیل خارج محمول است نه محمول بالضمیمه. بنابراین ایشان در اینجا بین عرضیت این واجبالوجود ـ نه ذاتیات باب ایساغوجی ـ و ذاتی باب برهان جمع کردهاند نهاینکه فرض کنید ... .
این مطلبی که ایشان در اینجا میگویند هیچ جوابی ندارد و به این وسیله رفع توحید میشود و اثبات ثنویت. وقتی که شما دوتا را ثابت کردید سهتا را هم میتوانید ثابت کنید و همینطور چهارتا، پنجتا، دهتا و دیگر تعدد آلهه و امثالذلک هم دراینصورت بلامانع خواهد بود.
دفع شبهۀ ابنکمونه با برهان صدیقین
این شبهه بهاندازهای قوی است که همین آقایان نتوانسته بودند از عهدهاش بربیایند درحالیکه این شبهه با برهان صدیقین کاملاً مرتفع است شما که وقتی میگویید: وجود آن چیزی است که نمیشود برای او ثانی فرض کرد و هرچه را که برای او فرض کنید داخل در او است درحالیکه ما اشتراک در وجود را از بین بردیم وقتی که وحدت مفهومی وجود را ثابت کردیم وقتی وحدت شخصی وجود را ثابت کردیم وقتی که برای وجود حد و مرزی قائل نشدیم پس این برهان که برهان صدیقین است تصورش بهتنهایی تصدیق به خودش را لازم گرفته است. [در واقع] وجود آن شیء و آن هویت خارجی است که هرچه را برای او ثانی فرض کنید داخل در او است و اگر شما برای این وجود در برابر وجود دیگر یک حدّی قائل شوید این حد، ماهیت برای وجود میشود درحالیکه وجود ذاتاً با ماهیت دوتا است؛ ماهیت حد وجود است درحالیکه خود وجود هیچ نیست وقتی که شما به این کیفیت اثبات وجود کردید دیگر نیاز به این شبهات و جواب و اینها ندارید. این برهان صدیقین است و در آن بحثی نیست.

