جلسه ۱۵۶
توضیحات:
60. غرر في ذكر شبهة ابن كمونة و دفعها
جلسه ۱۵۶
4حالا اینقدر این مطلب قوی است که مانند حاج آقا حسین خوانساری و امثالذلک که یَفِرُّون مِن الحکمة فِرار المجذوم رائِحَةَ المِسک گفتند که بله خلاصه هیچ راهی برای جواب به این برهان وجود ندارد مگر وحدت وجود؛ قائل به وحدت وجود شدن میتواند جواب برای این شبهه باشد. التزام به وحدت وجود هم چون کفر است پس ما به همین ادّلۀ نقلیه در اینجا اکتفا میکنیم؛ همین ادّلهای مثل ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ * ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ﴾1 آیات قرآن و امثالذلک ـ اینها مثل اینکه اصفهانی بودند! ـ باید به اینها گفت که اینها فلسفه است اینقدر چرت و پرت نگویید، با ادّلۀ نقلیه دارند ادّلۀ عقلیه را باطل میکنند!! وای از اینهمه جهالت!! بله ما نیاز نداریم!! ما در مندوحه هستیم!! ما الحمدلله ادّلۀ نقلیه داریم و آنهایی که این شبهات را میکنند بیایند مثل ما مسلمان شوند!!
مرحوم حاجی در اینجا یک برهانی میآورند و میفرمایند که ما کاری نداریم که شما واجبالوجود را جزء ذات میگیرید یا جزء عرض میگیرید یا جزء هرچه میگیرید؛ ذاتی باب برهان میگیرید یا باب ایساغوجی میگیرید، عرض میگیرید یا ذاتی قرار میدهید بالأخره صحبت در این است که شما نمیتوانید یک مفهوم واحد را از دو حقیقت مختلف به تمام معنی الکلمه انتزاع کنید از جهت تخالفشان. میفرمایند:
و ادْفَعْ بأنْ طبیعةً مَا انْتَزَعَتْ *** مما تَخالَفَتْ بِما تَخالَفَت ایشان فرض را در اینجا بردند که این دو هویت واقعاً به تمام معنا با یکدیگر تفاوت دارند یعنی هیچگونه وجه اشتراکی بین این دو هویت نیست مثلاً وجه اشتراک بین زید و عمرو حداقل در این است که هردو پسر بکر هستند پس این یک حدّی میخورد و آن هم یک حدّی میخورد؛ حد این، این است که در حیطۀ وجودی عمرو داخل نمیشود و حد عمرو هم این است که در حیطۀ وجودی زید داخل نمیشود. همینکه اینها حد خوردند ما بهدنبال وجود اینها میگردیم یعنی خود این ذات در وجود خودش لایتناهی نیست بلکه محدود است، محدود است یعنی ماهیت محدودهای دارد که در تعلّقش به این ماهیت محدوده نیازمند به علت است. سراغ بکر میرویم و میگوییم: شما پدرشان هستید؟! میگوید: بله، بنده ساعتش را هم به یاد دارم؛ هم این عمرو از ما درست شده و هم این زید از ما درست شده است و و و!
- . سوره اخلاص (114) آیه 1 و 2.

